بــــــــاز آی

سلام دوست من...

۳۰ مطلب با موضوع «مینیمال های من» ثبت شده است

۲۶مرداد

و خداوند خیال را آفرید برای رهایی از اوقات بیکاری

حلال و باطل َش اما به خودتان بسته است.

گمـــــــشده :)
۱۱مرداد

کنارم نشسته بود و از خودش و زندگی اش می گفت.

لابه لای حرف هایش با افتخار خاصی جمله ای گفت که دلم را سوزاند. باور داشت که خیلی دیر، گول شیطان را می خورد. می گفت به راحتی می تواند نفسش را کنترل کند. برای همین هم خدا گُر و گُر امتحانش می کند و زندگی اش پر از فراز و نشیب است.

این حرفش بدجوری دلم را سوزاند. درست بر خلاف من که با یک نخ هم مسیرم را عوض می کردم. می دانستم راست می گوید. دیده بودم که چطور توکل می کند. حرف و عملش یکی بود. اما نمی دانست که همان لحظه که کنارش نشسته ام،دارم مقدمات فریبش را فراهم می کنم.

گمـــــــشده :)
۲۵شهریور

هیچ وقت نَگید، می گَند...

چون یه روزی گَندِش درمیاد...

++استادی داشتم که اینو با تاکید می گفت...

+حس می کنم این جمله رو قبلا هم تو وب نوشتم..درسته؟

گمـــــــشده :)
۱۵شهریور

انجام هر کاری یه تاریخ مصرفی داره...

وقتی تاریخ مصرفش تموم شد..

دیگه انجام دادنش برام لذتی نداره..

گمـــــــشده :)
۱۵شهریور

گاهی وقتا هم خیلی تلاش می کنی نسبت به اتفاقات اطرافت  حسن ظن داشته باشی ولی نمی شه..

 

گمـــــــشده :)
۱۰شهریور

بعضی وقتا غرور بعضیا باعث می شه له بشی..

ازون طرف غرور بعضیای دیگه کلی بهت حال می ده...

تا وقتی دومی هست..لازمه یاد بگیرم از اولی ناراحت نشم...

گمـــــــشده :)
۰۶شهریور

بی اعتنایی برای کسی که می خواد خودشو بزرگ جلوه بده بدترین عذابه...

++دارم تو این کار استاد می شم..


گمـــــــشده :)
۰۴شهریور

کلی تلاش می کنی تا یه نفرو بشناسی..

کلی تلاش می کنی خودتو باهاش وفق بدی..

تا حدودی هم موفق می شی..

تا این که ..

یه حرکت..

یه صحبت..

یه برخورد..

می زنه همه ی تصوراتتو می ریزه به هم...

نسبت به کسی که فکر می کردی خیلی خوبه ، بدبین می شی..

حالا این که خودت بدبین شدی یه چیزه..

این که با حرکات و رفتارت کاری نکنی بقیه هم نسبت به اون بدبین بشن یه چیز دیگه...

اون دومی خداییش آدمه خودشو می خواد...

گمـــــــشده :)
۰۳شهریور

وقتی هر لحظه ممکنه یه اتفاقی بیفته....

دیگه جمله ی " فقط یه لحظه غفلت کردم"

هیچ معنایی نداره...

 

گمـــــــشده :)
۲۹مرداد

گاهی هم
دلت یه چیز می گه...

عقلت یه چیز دیگه..

احساست هم سازِ خودشو می زنه...

هر سه تاشون یه شمشیر دستشون می گیرن...

می افتن به جون ِ هم...

ولی خودشونو زخمی نمی کنن...

روح تو رو زخمی می کنن...

کلیک


گمـــــــشده :)