بــــــــاز آی

سلام دوست من...

۲۴ مطلب با موضوع «توسلات....» ثبت شده است

۱۹مهر

خداوند پیمان بسته که در زندگی ما مداخله نکند، مگر این که از او بخواهیم. آن گاه با دانش الهی متعالش به ما کمک می کند تا به آرزوهای درست خود برسیم.





+ این عکس بدجوری به من آرامش می ده.

گمـــــــشده :)
۱۶مهر

1) فراموشی یکی از بزرگترین موهبت های خداونده. و بیشتر از اون تاثیر گذر زمان در حل کردن مشکلات یا نادیده گرفتنشون منو شگفت زده می کنه.

2) گاهی بعضی از آدما به صورت خودخواسته دردهاشونو فراموش می کنن. این جور ادما به مرور حافظه کوتاه مدتشونو از دست می دن. ممکنه یادشون بره یه خاطره رو چند ده بار براتون تعریف کردن. و بار دهم با همون حرارتی خاطره رو تعریف کنن که بار اول تعریف کردن.

یه لطفی در حقشون بکنید. به روشون نیارید که حرفاشون تکراریه. بزارید راحت باشن.

3) شوکه یک نوع شیره ی طبیعیه که از کلاهک بلوط به دست میاد. البته نه هر بلوطی. بلکه فقط اونایی که یه شیره های قند مانند یا یه چیزی مثل شکرک روشون وجود داره. راستشو بخواین با وجودی که 26 ساله دارم توی این شهر زندگی می کنم و هر سال تقریبا سری به دیار مادری زدیم اما امسال برای اولین بار فهمیدم که بلوط هم نوعی قند در خودش داره. این در حالیه که آخرین خاطره ای که از خورد بلوط دارم یک طعم تلخ و گزنده اس.

شوکه برای ناراحتی معده خوبه.

تا حالا درست نکردم. الانم من درستش نمی کنم. مامانم که کاراشو انجام داد براتون می نویسم.




4) بچه که بودم خیلی دلم می خواست برم هیئت. ولی نمی رفتیم. توی حیاط روی پله های خونه قدیمی مون می نشستم و به صدایی که از تکیه میومد گوش می دادم. از وقتی داداشم 3-4 سالش بود می بردیمش هیئت سر کوچه مون. 80 درصدشو بچه های 1 تا 15 ساله تشکیل می دن با مادراشون. و البته از بین همون 1 تا 15 ساله ها هم 90 درصدشو بچه های 1 تا ده سال تشکیل می دن.

مرثیه خوان انچنانی هم ندارن. مداحشون از بس هر سال یه سری ابیاتو تکرار کرده من همه رو از حفظم و خیلی راحت می تونم ایرادهاشو براش بنویسم و بدم دستش که اصلاح کنه.

هیچ پذیرایی خاصی هم ندارن. در حد یه لیوان شیر یا یه کاسه شله زرد که بدون این که آشفتگی بین بچه ها ایجاد بشه بین شون پخش می کنن. بچه ها برای خوردنش خیلی خوشحال می شن. بیشتر شادی شون هم برای اینه که در کنار هم و به صورت جمعی دارن یه کاری رو انجام می دن. در حقیقت انگار دارن دیده می شن. یا بهتره بگم حس می کنن بزرگ شدن.

هیئت بچه ها برای من شور و حال خاصی نداره. در واقع هیچ چیز خاصی نداره که منو جذب کنه. اما نمی دونم شاید به برکت حضور همین بچه ها باشه که نمی شه ازش دل کند. فضای معنوی خاصی داره که ناخواسته هر سال دلم براش تنگ می شه.

دو سه شب پیش که دادامونو برده بودیم هیئت بچه ها به قیافه ی بچه هایی نگاه می کردم که چند ساله دارم می بینمشون. بچه هایی که تو این چند سال مثل برادرم قد کشیده بودن. بعضیاشون خوش اخلاق تر و تو دل برو تر شده بودن و بعضیاشون شرور تر و تخس تر.

بعضیا چهره های مصممی دارن.

بعضیا خیلی مظلوم و معصوم هستن.

دلم می خواست بدونم هرکدومشون ده سال یا بیست سال دیگه در چه حالی هستن؟

از صمیم قلبم ارزو می کنم همه شون عاقبت به خیر بشن.

5)یه دختری هم چند شب پیش دیدم لباس پسرونه پوشیده بود با یه روسری مشکی که از دور فکر می کردی یه چفیه مشکیه که دور سرش بسته. داشت زنجیر می زد. خیلی دقت کردم تا فهمیدم دختره نه پسر.

یکی از بدی های این عزاداری ها اینه که دخترا دوست دارن زنجیر بزنن ولی نمی تونن. همین باعث می شه این ارزوی کاش منم پسر بودم تو دلشون شکل بگیره.

خودم وقتی بچه بودم دقیقا همین ارزو رو به همین دلیل داشتم.

6) پست های شباهنگ خیلی مفید و البته سنگینه. از بس بار علمیش زیاده که احساس خود کم پنداری کردم و نمی دونم باید چه کامنتی براش بنویسم.
:))

گمـــــــشده :)
۱۳مهر

ما باید عمیقا بفهمیم که هدف از خلقت ما مبارزه بانفسه. یعنی خلق شدیم تا با دوست داشتنی هامون مبارزه کنیم.

چیزی که من درکش نمی کنم و به شکل بچگانه ای از رنج کشیدن می ترسم.

گمـــــــشده :)
۳۰شهریور

1)از اونجایی که اکثر دوستان جدید هستن و آشنایی قبلی با هم نداریم

باز هم ازونجایی که صفحه درباره من رو تکمیل نکردم

و باز تر از اونجایی که اسم مستعارم خیلی توی زبون نمی چرخه می خواستم بگم:

اسمم «یُسرا» ست. با ضمه روی حرف «ی» و به شدت هم روی اون الف اخرش تعصب دارم. از ی مقصور هیچ وقت خوشم نیومده.

توی شناسنامه هم اسممو همین طوری نوشتن.

درست یا غلطش مهم نیست. من با این املا بیشتر دوستش دارم.

هرچند«یسری» با ی مقصور به نظرم خیلی پخته تر و کامل تره. و «یسرا» انگار هنوز نمی خواد بزرگ بشه و متکی به خودش باشه. انگار هنوز راه درازی در پیش داره.

اسمم از آیه «ان مع العسر یسری» گرفته شده و معنیش هم می شه آسانی.
در مجموع این کلمه در 5 سوره از قرآن اومده.(البته تحقیقات ناقص من به این نتیجه رسیده اگه اشتباهه خوشحال می شم اصلاح کنید).

2) عزیزانم لطفا کلمه «یه سری» یا «یک سری» رو به صورت«یسری» ننویسید. چون اولین چیزی که موقع خوندنش به ذهنم می رسه اینه: اسم من وسط این پست چیکار می کنه؟

حالا تا ذهنم بیاد تحلیل کنه که این من نیستم و همون یک سری هست طول می کشه. پس خواهشا منو از منگی برهانید.

3)عیدتون مبارک. به ویژه سیدهای نازنین

گمـــــــشده :)
۲۴مرداد
آرزو می کنم هر باری که سکانس آخر انیمیشن آقای مهربان رو می بینم بغض کنم و اشکم در بیاد.
این طوری می تونم هنوز هم به خودم امیدوار باشم.
عید همگی تون مبارک.
لطفا به یاد همدیگه باشیم.
کلیپ آقای مهربان

images
گمـــــــشده :)
۱۵تیر

بسم الله الرحمن ارحیم

یَا مُکَوِّرَ اللَّیْلِ عَلَى النَّهَارِ وَ مُکَوِّرَ النَّهَارِ عَلَى اللَّیْلِ یَا عَلِیمُ یَا حَکِیمُ یَا رَبَّ الْأَرْبَابِ وَ سَیِّدَ السَّادَاتِ‏


اى آنکه شب را گرد روز و روز را گرد شب مى ‏گردانى اى دانا و اى حکیم اى شاه شاهان و بزرگ بزرگان عالم وجود


لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ یَا أَقْرَبَ إِلَیَّ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ یَا اللَّهُ یَا اللَّهُ یَا اللَّهُ‏


 خدایى جز تو در ملک هستى نیست اى که به من از رگ گردن نزدیکترى اى خدا اى خدا اى خدا


لَکَ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى وَ الْأَمْثَالُ الْعُلْیَا وَ الْکِبْرِیَاءُ وَ الْآلاَءُ


 نامهاى نیکو مخصوص توست و نشانهاى مقام بلند و بزرگى و هر انعام و احسان به تو اختصاص دارد


أَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ


 از تو درخواست مى ‏کنم که بر محمد و آلش درود فرستى


وَ أَنْ تَجْعَلَ اسْمِی فِی هَذِهِ اللَّیْلَةِ فِی السُّعَدَاءِ وَ رُوحِی مَعَ الشُّهَدَاءِ وَ إِحْسَانِی فِی عِلِّیِّینَ وَ إِسَاءَتِی مَغْفُورَةً


 و نام مرا در این شب در صف اهل سعادت ثبت فرمایى و روح مرا با شهیدان محشور سازى و طاعتم را در مقام علیین رسانى و از اعمال زشتم در گذرى


وَ أَنْ تَهَبَ لِی یَقِیناً تُبَاشِرُ بِهِ قَلْبِی وَ إِیمَاناً یُذْهِبُ الشَّکَّ عَنِّی وَ تُرْضِیَنِی بِمَا قَسَمْتَ لِی

 و مقام یقینى که هرگز از قلبم جدا نشود و ایمانى که هر شک و ریب را از من دور سازد به من عطا کنى و به آنچه نصیبم فرموده ‏اى راضى و خشنودم سازى


وَ آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَ فِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنَا عَذَابَ النَّارِ الْحَرِیقِ‏


 و ما را در دنیا هر چه نیکوست و در آخرت هر چه نیکوست عطا فرمایى و از آتش سوزان دوزخ نگاهدارى


وَ ارْزُقْنِی فِیهَا ذِکْرَکَ وَ شُکْرَکَ وَ الرَّغْبَةَ إِلَیْکَ‏


 و در این ماه مرا ذکر و شکر و شوق و لقاى خود


وَ الْإِنَابَةَ وَ التَّوْبَةَ وَ التَّوْفِیقَ لِمَا وَفَّقْتَ لَهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمْ‏


 و توبه و انابه به درگاهت نصیب گردانى و بر آنچه محمد و آل محمد علیهم السلام را توفیق عطا فرمودى موفق سازى.


+نمی دونم من که اگه در ماه 500 تا پیام دریافت کنم 400 تاش پیام تبلیغاتیه و 98 تاش اوامر رئیس گرام و نهایتا 2 دونه اش از جانب الی جوونِ، وقتی صدای اس ام اس گوشیم میاد به چه امیدی به سمتش شیرجه می رم؟ اونم با تمام وجود!!

++پدرجانمان در اقدامی محیرالعقول برای الی جوون با همون وامی که گرفته بودم یک گوشی نو و آبرودار خرید. و البته مقداری هم تقریبا معادل وام ما روی پول گذاشت. می گم محیرالعقول چون اصلا شرایط فعلی خانواده زمان مناسبی برای همچین ولخرجی نبود. اگه می دونستم زودتر در موردش تو وبلاگ می نوشتم که زودتر دست به همچین اقدامی بزنه. ^____^

+++حس می کنم رفتن به کلاس طراحی سازه نمی تونه برام مفید باشه. چون باید بشینم از نو تمام کتاب های دانشگاهمو بخونم و بتونم واقعا یک ساختمان رو درست و حسابی طراحی کنم. که خب نمی دونم از پسش برمیام یا نه! از طرفی توی این دوره شرکت کردم که بتونم بی دردسر یه کار پاره وقت دیگه گیر بیارم و اندکی درامدم رو به حقوق اداره کار نزدیک کنم نه این که تازه از نو شروع کنم به یاد گرفتن الفبا ی طراحی. بعضی وقت ها از خودم می پرسم چهار سال توی اون دانشگاه فلان شده چه غلطی می کردم؟(به جان خودم تمام غلط هام در راستای امور مثبت و فرهنگی بود و اطمینان می دم خبط و خلاف نا فرمی  در کار نبوده فقط درس نمی خوندم.)

:))

گمـــــــشده :)
۱۳تیر

امروز محض تنوع فایل صوتی دعا رو هم گذاشتم.


بسم الله الرحمن الرحیم

یَا خَازِنَ اللَّیْلِ فِی الْهَوَاءِ وَ خَازِنَ النُّورِ فِی السَّمَاءِ


اى آنکه شب تار را در آسمان و نور را در فضا مخزون کردى


وَ مَانِعَ السَّمَاءِ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلاَّ بِإِذْنِهِ وَ حَابِسَهُمَا أَنْ تَزُولاَ


و سقف آسمان را از افتادن بر زمین جز به فرمانت نگاهدارى و از زوال و فنا حفظ گردانى


یَا عَلِیمُ یَا عَظِیمُ یَا غَفُورُ یَا دَائِمُ یَا اللَّهُ یَا وَارِثُ یَا بَاعِثَ مَنْ فِی الْقُبُورِ


اى دانا اى بزرگ اى آمرزنده اى دائم ابدى اى خدا اى وارث خلق پس از مرگ اى برانگیزنده مردگان از قبرها


یَا اللَّهُ یَا اللَّهُ یَا اللَّهُ لَکَ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى وَ الْأَمْثَالُ الْعُلْیَا وَ الْکِبْرِیَاءُ وَ الْآلاَءُ


اى خدا اى خدا اى خدا نامهاى نیکو مخصوص توست و نشانهاى مقام بلند و بزرگى و هر انعام و احسان به تو اختصاص دارد


أَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ


از تو درخواست مى ‏کنم که بر محمد و آلش درود فرستى


وَ أَنْ تَجْعَلَ اسْمِی فِی هَذِهِ اللَّیْلَةِ فِی السُّعَدَاءِ وَ رُوحِی مَعَ الشُّهَدَاءِ وَ إِحْسَانِی فِی عِلِّیِّینَ وَ إِسَاءَتِی مَغْفُورَةً


و نام مرا در این شب در صف اهل سعادت ثبت فرمایى و روح مرا با شهیدان محشور سازى و طاعتم را در مقام علیین رسانى و از اعمال زشتم درگذرى


وَ أَنْ تَهَبَ لِی یَقِیناً تُبَاشِرُ بِهِ قَلْبِی وَ إِیمَاناً یُذْهِبُ الشَّکَّ عَنِّی وَ تُرْضِیَنِی بِمَا قَسَمْتَ لِی

و مقام یقینى که هرگز از قلبم جدا نشود و ایمانى که هر شک و ریب را از من دور سازد به من عطا کنى و به هر چه نصیبم فرموده‏اى راضى و خشنودم سازى


وَ آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَ فِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنَا عَذَابَ النَّارِ الْحَرِیقِ‏


و ما را در دنیا هر چه نیکوست و در آخرت هر چه نیکوست عطا فرمایى و از آتش سوزان دوزخ نگاهدارى


وَ ارْزُقْنِی فِیهَا ذِکْرَکَ وَ شُکْرَکَ وَ الرَّغْبَةَ إِلَیْکَ‏


و در این ماه مراشکر و ذکر و شوق لقاى خود


وَ الْإِنَابَةَ وَ التَّوْبَةَ وَ التَّوْفِیقَ لِمَا وَفَّقْتَ لَهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمْ‏


و توبه و انابه به درگاهت نصیب فرمایى و بر آنچه محمد و آل محمد علیهم السلام را توفیق عطا فرمودى موفق سازى.

  1. از روزی که رفتم سرکار دوست داشتم به عنوان هدیه برای الی جون یه گوشی بخرم. هدفم برای تولدش بود. یعنی بهمن ماه. از همون اوایل هم مدام در موردش حرف می زدم. برای بهمن نشد. با خودم گفتم ماه بعد می خرم. که باز هم نشد. بعد از اون هم باید برای شهریه کلاسم پس انداز می کردم که خب مسلما نشد که بخرم. قبل از عید توی یه وام خونگی شرکت کردم. هر ماه 50 تومن پرداخت می کردم. بالاخره این ماه گرفتمش. اما باز هم همه چیز اون طور پیش نرفت که تو ذهن من بود. نمی دونم چرا وقتی در مورد کاری که می خوام انجام بدم صحبت می کنم اون کار تا وقتی انجام بگیره یه پروسه فواق العاده طولانی رو سپری می کنه و خلاصه منو جون به لب می کنه. شما هم این طوری هستین؟
  2. عزیزانم ویار تکلم چرا شب ها فیلتر می شه و صبح ها از فیلترینگ در میاد؟ مسئولان بیان حالشون خوبه؟ فیلترینگ چی هست اصلا؟ای بابا
گمـــــــشده :)
۱۲تیر
دعاى شب بیست و هفتم


«زید بن على» مى‌گوید: در شب بیست و هفتم ماه رمضان شنیدم که پدرم حضرت علىّ بن حسین-علیهما السّلام-از اوّل تا آخر شب مى‌فرمود:


اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی التَّجَافِیَ عَنْ دَارِ الْغُرُورِ وَ الْإِنَابَةَ إِلَى دَارِ الْخُلُودِ وَ الِاسْتِعْدَادَ لِلْمَوْتِ قَبْلَ حُلُولِ الْفَوْتِ

زِیَادَةٌ

خداوندا، دورى گزیدن و کنار کشیدن از سراى فریب و بازگشت به سراى جاودانگى و آمادگى براى مرگ پیش از فوت فرصت را روزى‌ام کن.
 
ادامه دعا (براساس روایت دیگر)

اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ وَ أُقْسِمُ عَلَیْکَ بِکُلِّ اسْمٍ هُوَ لَکَ سَمَّاکَ بِهِ أَحَدٌ مِنْ خَلْقِکَ أَوِ اسْتَأْثَرْتَ بِهِ فِی عِلْمِ الْغَیْبِ عِنْدَکَ

خداوندا، از تو به همه‌ى اسما و کمالات تو که یکى از آفریده‌هایت تو را بدان خوانده است، یا در علم غیب براى خود برگزیده [و اندوخته‌اى]، درخواست نموده و سوگند یاد مى‌کنم

وَ أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الْأَعْظَمِ الَّذِی حَقٌّ عَلَیْکَ أَنْ تُجِیبَ مَنْ دَعَاکَ بِهِ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

و نیز به بزرگ‌ترین اسم تو که بر تو است دعاى هرکس که تو را بدان بخواند اجابت کنى، خواهانم که بر محمد و آل محمد درود فرستى

وَ تَسْعَدَنِیِ فِی هَذِهِ اللَّیْلَةِ سَعَادَةً لَا أَشْقَى بَعْدَهَا أَبَداً یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِین‏

و در این شب مرا چنان نیکبخت گردانى که بعد از آن هرگز بدبخت نگردم، اى مهربان‌ترین مهربانان.

 

+ویار تکلم چرا فیلتر شده؟ کسی آدرسی از ایشون داره؟
گمـــــــشده :)
۱۱تیر

+ دعای شب بیست ششیم رو بدون ترجمه می زارم. لغات عربی طوری هست که می شه معنیشونو فهمید. به نظرم بدون معنی قشنگ تره.

دعاى شب بیست و ششم ماه رمضان

یَا جَاعِلَ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ آیَتَیْنِ یَا مَنْ مَحَا آیَةَ اللَّیْلِ وَ جَعَلَ آیَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً لِتَبْتَغُوا فَضْلا مِنْهُ وَ رِضْوَانا یَا مُفَصِّلَ کُلِّ شَیْ‏ءٍ تَفْصِیلا یَا مَاجِدُ یَا

وَهَّابُ یَا اللَّهُ یَا جَوَادُ یَا اللَّهُ یَا اللَّهُ یَا اللَّهُ لَکَ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى وَ الْأَمْثَالُ الْعُلْیَا وَ الْکِبْرِیَاءُ وَ الْآلاءُ أَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ

تَجْعَلَ اسْمِی فِی هَذِهِ اللَّیْلَةِ فِی السُّعَدَاءِ وَ رُوحِی مَعَ الشُّهَدَاءِ وَ إِحْسَانِی فِی عِلِّیِّینَ وَ إِسَاءَتِی مَغْفُورَةً وَ أَنْ تَهَبَ لِی یَقِینا تُبَاشِرُ بِهِ قَلْبِی

وَ إِیمَانا یُذْهِبُ الشَّکَّ عَنِّی وَ تُرْضِیَنِی بِمَا قَسَمْتَ لِی وَ آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَ فِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنَا عَذَابَ النَّارِ الْحَرِیقِ وَ ارْزُقْنِی فِیهَا

ذِکْرَکَ وَ شُکْرَکَ وَ الرَّغْبَةَ إِلَیْکَ وَ الْإِنَابَةَ وَ التَّوْبَةَ وَ التَّوْفِیقَ لِمَا وَفَّقْتَ لَهُ مُحَمَّدا وَ آلَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمْ.


++پدر گرام امسال فقط چند روز از ماه رمضونو روزه گرفت. و بعدش به خاطر کار و گرفتاریاش نتونست. از وقتی پدر جان روزه نمی گیره سفره افطار ما هم رونقی نداره. هر کسی یه گوشه از خونه یه چیزی می خوره و تمام.خودش هم که حدودای 11 شب تازه فرصت می کنه و شام می خوره.

اینه که دلم یه افطاری دست جمعیه خونوادگی و بی دغدغه می خواد.
خدا همه پدر و مادر ها رو حفظ کنه به حق همین روزها و شب ها.

گمـــــــشده :)
۱۱تیر

یا جاعِلَ اللَّیْلِ لِباساً وَالنَّهارِ مَعاشاً وَالاْرْضِ مِهاداً وَالْجِبالِ اَوْتاداً یا اَللّهُ یا قاهِرُ یا اَللّهُ یا جَبّارُ یا اَللّهُ یا سَمیعُ یا اَللّهُ یا قَریبُ یا اَللّهُ یا مُجیبُ

اى که شب را پوشش قراردادى و روز را وسیله درآوردن روزى وزمین را گهواره (یا بستر گسترده ) و کوهها را چون میخ قراردادى اى خدا اى چیره اى با جبروت اى خدا اى شنوا اى خدا اى نزدیک اى خدا اى پاسخ ‌ده

یا اَللّهُ یا اَللّهُ یا اَللّهُ لَکَ الاْسْماَّءُ الْحُسْنى وَالاْمْثالُ الْعُلْیا وَالْکِبْرِیاءُ وَالاْلاَّءُ اَسْئَلُکَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَجْعَلَ اسْمى فى هذِهِ اللَّیْلَةِ فِى السُّعَداَّءِ وَرُوحى مَعَ الشُّهَداَّءِ

اى خدا اى خدا اى خدا از آن تو است نامهاى نیک و نمونه هاى والاو بزرگى و نعمتها از تو خواهم که درود فرستى بر محمد و آل محمد وقرار دهى نامم را در این شب در زمره سعادتمندان و روحم را با شهیدان

وَاِحْسانى فى عِلِّیّینَ وَاِسائَتى مَغْفُورَةً وَاَنْ تَهَبَ لى یَقیناً تُباشِرُ بِهِ قَلْبى وَایماناً یُذْهِبُ الشَّکَّ عَنّى وَرِضىً بِما قَسَمْتَ لى

و احسان و نیکیم را در بلندترین درجات و گناهم را آمرزیده و یقینى به من بدهى که همیشه ملازمدل من باشد و ایمانى به من عطا کنى که شک و تردید را از من دور سازد و خوشنودم سازى بدانچه نصیبم کرده اى

وَ اتِنا فِى الدُّنْیا حَسَنَةً وَفِى الاْخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنا عَذابَ النّارِ الْحَریقِ وَارْزُقْنى فیها ذِکْرَکَ وَشُکْرَکَ وَالرَّغْبَةَ اِلَیْکَ وَالاْنابَةَ وَالتَّوْبَةَ والتَّوْفیقَ لِما وَفَّقْتَ لَهُ مَحَمَّداً وَ الَ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِمُ السَّلامُ

وبدهى به من در دنیا نیکى و در آخرت نیکى و نگاهم دارى از آتش سوزان دوزخو روزیم کنى در این شب ذکر خود و سپاسگزاریت را و شوق و رغبت و بازگشت و توبه به درگاهت و موفقم دار بدانچه موفق داشتى بدان محمد و آل محمد علیهم السلام را


دومیش:

عزیزانم وقتی به یه جایی می رسید که فعالیتتون باعث می شه 4 نفر زیر دستتون نون بخورن و اموراتشون بگذره، خواهش می کنم یک  چیز رو فراموش نکنید.

اعتماد کنید.

نمی گم هالو باشید که طرف ازتون سواستفاده کنه، می گم زیاد از حد پلیس بازی درنیارید. وقتی یه نفر بعد از 4 -5 ماه دست از پا خطا نکرد مسلما بعد از 4-5 سال هم خبطی نمی کنه. حداقل اثر اعتماد شما به زیر دستاتون بالا رفتن بازده کاری اون فرد هست. چون اعتماد شما رو می بینه مسئولیت پذیر تر می شه و چون نمی خواد اعتماد شما رو از دست بده کارش رو بهتر از قبل انجام می ده.(البته اگه از نظر مالی هم هواشو داشته باشین که دیگه نور علی نوره. وگرنه خدای خوبی هم که باشه بعد از مدتی که نرمشی از جانب شما نبینه دلسرد می شه و رفتارش تغییر می کنه.)

و یک چیز دیگه به اون یکی عزیزانم.

عزیزانم شمایی که مجبورید مدتی یا شاید هم مدت ها از کسی دستور بگیرید و تازه جایی مشغول به کار شدید (مثل خودم)، فراموش نکنید بزرگترین حیله در دنیای کسب و کار صداقته.

هر چند ممکنه همیشه به سود شما نباشه ولی سود صداقت به مراتب خیلی بیشتر از ضررهاشه.


گمـــــــشده :)