بــــــــاز آی

سلام دوست من...

بایگانی
۰۱آذر

مدت هاست دارم به این فکر می کنم که من واقعا کی ام؟

بین یک سری آموزش های دوران مدرسه و تلقین های خانواده و یه محیط متعصب با حس غریزی و نیازها و آرزوهای شخصیم گیر کردم.

خیلی کارها هست که دوست دارم انجام بدم ولی نمی تونم. خیلی از این کار ها هیچ تناقضی با اصل دین( نه این دینی که دارن به خورد ما می دن) نداره اما به دلیل همون آموزش های سخت گیرانه دوران مدرسه و تلقین های ذهنی نمی تونم انجام بدم.

من دیگه دختری نیستم که تو خونه بشینم و منتظر باشم جفتم از آسمون بیفته تو اتاقم. از اون طرف به خاطر تلقینات و آموزش هایی که داشتم اصلا و ابدا نمی تونم با کسی ارتباط برقرار کنم حتی در حد معمولی.

یه جورایی این وسط گیر کردم. نه این وری ام نه اون وری ام. تکلیفم با خودم معلوم نیست. و عمیقا از این موضوع عذاب می کشم.

چون خیلی چیزایی که من باید مثلا 12 سالگی تجربه می کردم الان تازه می خوام تجربه کنم. و این اصلا خوشایند نیست.

۹۷/۰۹/۰۱ موافقین ۸ مخالفین ۰
گمـــــــشده :)

نظرات  (۱۱)

۰۷ آذر ۹۷ ، ۱۵:۵۷ محمود بنائی
از اون پست هات هست که حسابی من را به فکر واداشت! این نه اینوری بودن و نه اونوری بودن ما هم داستانی شده که هیچ جوره نمیتونم حلش کنم یعنی یک سری ها توی این دو دسته هستن که یا رومیه روم هستن یا زنگیه زنگ! نه میشه اینوری ها را انتخاب کرد نه اونوری ها!
پاسخ:

دقیقا

ولی خب بالاخره باید انتخاب کرد

۰۴ آذر ۹۷ ، ۱۴:۴۱ اجاره سوئیت مبله در تهران
باید یگم که تنها شما نیستید که این مدلی شدید ... خیلی هامون این طوری شدیم ... یکیش خود من که دقیقا این نوشته حرف دل من بود ... فکر می کنم تربیت خانوادگی بیشترین تاثیر رو در امثال ماها میزاره ... اما مسئله اینجاست ما باید از نهایت توانایی مون برای تغییر استفاده کنیم ... آیا می کنیم ؟ :)
حقیقتش میخواستم یه خرده هم ناله کنم اما گفتم فقط سرتونو درد میارم ... پس بی خیال شدم ;)
___________________________
اجاره سوئیت مبله در تهران
https://eskanbama.com
پاسخ:
ما داریم همه توانایی مونو صرف تغییر محیط می کنیم و این باعث میشه برای پیشرفت انرژی نداشته باشیم
من فک میکنم تو مرحله گذار هستیم.یعنی تغییرات فرهنگی نسلی که کاملا مشهود داره عوض میشه اما تاوانشو ما داریم میدیم
پدرومادرای ما حس ما رو داشتن؟ نه...ولی ما داریم پاره میشیم تو این دوگانگی
از یه طرف چیزهایی که نمیشه رها کرد
از یه طرف چیزهایی که منافی عقل نیست و میگه رها کن
لعنت
پاسخ:
این مرحله گذار به اندازه کل عمرمون طول می کشه
۰۳ آذر ۹۷ ، ۱۲:۵۱ آقای مُرَّدَد
تو مقصر نیستی
پاسخ:

احتمالا ولی باید حل بشه به هرحال چون منم که دارم آسیب میبینم

حرف دل منو گفتی از همون بچگی گفتن سربه زیر باش زیاد حرف نزن بازیگوشی نکن اونقدر سرکوب شدم که تا مدتها مهمون می اومد جرات نداشتم تو جمع بشینم و صحبت کنم خیلی از رنگهایی رو که دوست داشتم رونپوشیدم چون باید دختر موقری می بودم الان
احساس میکنم دارم مثل یه آتشفشان فوران میکنم ونمیتونم مثل سنم رفتار کنم 30سالمه تفکراتم احساساتم تمایلاتم تو 17سالگی موندن الانم رو دوست ندارم دلم میخواد یکبار دیگه متولد میشدم واز اول زندگی کنم
پاسخ:
هر چی می کشیم از همون سربه زیری می کشیم
:-I
دقیقا درسته، همش حس سردرگمیه که آخه چرا من باید با این سن، تازه چیزایی رو تجربه کنم که باید خیلی سال پیش تجربه می‌کردم و دلیل اینکه خیلی سال پیش تجربه نکردمشون اینه که یه سری قواعد از پیش نوشته شده وجود داشته که من تو اون سن خیلی هم ازشون آگاهی نداشتم!
پاسخ:
و والدین اشتباهشون رو برای نسل های مختلف تکرار می کنند
۰۲ آذر ۹۷ ، ۲۱:۰۰ حامد سپهر
دنیای امروز نیازمند ارتباطه البته ارتباط درست اگر با دنیای بیرون ارتباط نداشته باشی عقب میمونی
پاسخ:
مدت هاست دارم این عقب ماندگی رو حس می کنم
"من دیگه دختری نیستم که تو خونه بشینم و منتظر باشم جفتم از آسمون بیفته تو اتاقم."

می تونی گاماس گاماس بدی سر لطافت و سروکله زدن با یه مذکر به عنوان ازدواج رو تجربه کنی. هر چند معتقدم ازدواج کردن ربطی به هیچ کدوم از این مسایل نداره! هر کسی ازدواجش زمان داره و تا وقتی زمانش نرسه تلاش هاش برای جفت پیدا کردن بی ثمره!
پاسخ:
اصلا بحثم ازدواج نیست در واقع
اون جمله نمادی بود از سنت گرایی. سنتی ترین مطلب برای یه دختر اینه که بشینه خونه تا بیان بگیرنش
بحثم ارتباط. ممکنه اگه فردا منو ببینی نتونم یه ساعت هم اوقات خوشی برات فراهم کنم. ارتباط برقرار کردن چه با جنس مخالف چه با دوستان خودم حتی
۰۱ آذر ۹۷ ، ۱۹:۵۹ جناب منزوی
آره یه موضوعاتی برا من هم پیش اومده و واقعاً خوشایند نیست، چیزی شبیه به کابوس در دنیای واقعی
پاسخ:
کابوس های وحشتناکی هستن
کاش نظرات بقیه رو انقد جدی نگیری.
بهم سر بزن.
پاسخ:
این چیزا به حرف راحته
موفق باشید
پاسخ:
مرسی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی