بــــــــاز آی

سلام دوست من...

بایگانی
۱۵مهر

#تو اتوبوس نشسته بودم و در هر حالی که آهنگ Fernando از پلی لیست گوشیم پخش می شد بچه های کوچیک دبستانی رو می دیدم که از مدرسه ی تازه تعطیل شده شون بیرون میومدن. جلوی مدرسه غوغا بود. پدر و مادر ها و سرویس ها و دانش آموزا یه ازدحامی جلوی در مدرسه درست کرده بودن که آدمو یاد صف خرید جنس های کوپنی قدیم مینداخت. پسربچه ای با یونیفرم زرد و خط های قرمز دور آستین و یقه دست خواهر کوچیک ترشو گرفته بود و داشت برای مادرش حرف می زد. تو نگاهش یه حس "بزرگ شدم" خاصی بود که شاید از برادر بزرگ بودنش نشات می گرفت هرچند از دید من خودشم یه جوجه بود. یه پسر بچه ی دیگه با یونیفرم قرمز خیلی سر خوش قدم برمی داشت و کوله اش با هر قدم، روی شونه هاش بازی می کرد.
اتوبوس توی ایستگاه ایستاد و یه دختر شاید کلاس هفتم با یونیفرم سورمه ای و کوله ای با طرح برگ های پاییزی، همراه مادرش سوار شد.
از اتوبوس پیاده شدم. رفتم سمت خونه. یه دختر کلاس اول درست جلوی من از مینی بوس پیاده شد. بدون این که در سرویسو ببنده، رفت زنگ در خونه شونو بزنه. صدای اعتراض راننده بلند شد
که آهای درو ببند!
به سمت در رفتم که ببندمش، راننده خم شده بود که درو ببنده. با هم بستیمش و دخترک با لب خندان و اندکی شرمنده از این که فراموش کرده درو ببنده نگاهم می کرد. بهش لبخندی زدم و راهمو ادامه دادم.
آهنگ we are young رو گوش می دادم و به این فکر می کردم چطور تونستم دوازده سال از عمرمو، از بهترین سال های عمرمو پشت میز و نیمکت ها بگذرونم در حالی که دارم به خزعبلات یه نفر گوش می دم و بدتر از اون دانشگاه هم برم.
و این بچه ها چطور می تونن روزی چند ساعت از عمرشونو تو مدرسه بگذرونن و بقیه بهشون دیکته کنن که فلان ساعت فلان کارو انجام بدن. و نتونن کارهای مورد علاقه شونو انجام بدن.
اصلا دلم نمی خواد به دورانی برگردم که توی مدرسه و دانشگاه سپری کردم. بیهوده ترین اوقات عمرم همون روزها بودن.
# دور هم نشسته بودیم داشت از خرید n تومنی خودش از طلا و خرید 3nتومنی پسرش از دلار پونزده هزار تومنی و خرید 2n تومنی دوستش از طلا صحبت می کرد و از سود چند میلیونی احتمالی شون می گفت و من چون لنگ n/1000 این مبلغ بودم و مدت هاست دارم ریاضت می کشم، دوست داشتم بزنم تو دهنش و دندوناشو خورد کنم ولی چون می دونستم ناراحت میشه فقط لبخند کمرنگی زدم.
در کل ملت هر دم بیلی داریم و واقعیت شو بخواین منم اگه n میلیون پول داشتم حتما می زدم تو کار طلا و دلار...اخ و پوف نکنید. شما هم اگه n میلیون داشتین وسوسه می شدین. سفره ی مفت و بی زحمتی پهن شده! چرا نباید n میلیون تونو به n×n میلیون تبدیل نکنید!
اگه میبینید یه عده طلا و دلار نمی خرن به خاطر درک بدیِ این کار نیست، پول ندارن که نمی خرن. و همون طور که گفتم منم اگه پول داشتم درصدی از پولمو طلا یا دلار می خریدم، به دو دلیل:
الف:هنوز درک نکردم که این خرید و فروش ها دقیقا چه کسانی رو بدبخت می کنه و تیشه به ریشه کدوم بخت برگشته ای می زنه!
ب: از اونجایی که وقتی تا این سن نتونستم گ...ه خاصی بخورم؛ در آینده هم اتفاق خاصی نخواهد افتاد و مسلما اگه یهو پول هنگفتی دستمو بگیره صد در صد از ترس برگشت به روزهای بد بی پولی به فکر افزایش پولم در کوتاه ترین زمان میفتم و بیست میلیون تومن پول ناچیزو تو یه تولیدی کوچیک سرمایه گذاری نمی کنم که شاید بگیره یا نگیره.
###برای برادر جان یه کتاب خریدم بعد از مدت ها. می دونستم کتاب به تنهایی راضیش نمی کنه برای همین یه پفک هم خریدم. اول پفک بهش دادم بعد رفتم تو اتاق. چند دقیقه بعد صداش زدم که بیاد. می گم: چشماتو ببند!
بعدش دستمو با کتاب زیر پتو نگه می دارم و با ذوق می گم: باز کن ..داداااااا
اون دادا رو هم خوب می کشم و البته باید بگم یه آوای صوتیه برای نشون دادن شدت ذوق و به معنی داداش نیست.
کتاب میگیره و تشکر می کنه. نگاهی بهش میندازه و میگه: فکر کردم بازم برام چیپس و پفک خریدی!😶
و من دلم می خواست کله مو بکوبونم تو دیوار. گاهی واقعا نمی دونم باید در مورد اخوی جان چه کنم🤔

ببخشید عکس بر عکس افتاده 

۹۷/۰۷/۱۵ موافقین ۶ مخالفین ۰
گمـــــــشده :)

نظرات  (۳)

سلام
ظرفیت اقتصاد کشورمون در حدی نیست که بخوان توی مدرسه به جز یک سری چیزهای تئوری ، چیز دیگه ای یاد بچه بدن .
مهارت زندگی یاد بچه دادن با حرف نمی شه . پول می خواد . وقتی میان به مدیر مدرسه ها میگن که : شما به زور هم که شده از والدین پول بگیرید . چون ما پول نداریم بهتون بدیم . بعدشم ما توی رادیو تلویزیون اعلام می کنیم که مدرسه ها حق پول گرفتن از مردمو ندارن . ولی شما مدیرها به حرف ما توجه نکنید . همچنان به زور هم که شده پولو بگیرید .
این واسه اینه که بودجه کافی برای آموزش و پرورش نیست .
اما در مورد دلار ، به نظر من ایران جزء معدود کشورهایی است که هر چقدر مردمش کار می کنن ، باز هر روز فقیر تر از دیروز میشن .
من خودم سال 89 ، نزدیک 40 میلیون تومن جمع کرده بودم . نخوردم . نپوشیدم . تحقیر شدم . سرما و گرما کشیدم تا این پولو جمع کنم . اون موقع دلار 800 تومن بود . پول من به دلار می شد 50000 دلار !
ولی یکهو از سال 90 شروع شد دلار گرون شدن و ظرف یک سال رسید به 4000 تومن !
سرما یه ام ، یک چهارم شد !
اما این دفعه من زرنگ تر بودم . توی دی سال پیش وقتی دیدم اوضاع داره خراب میشه ، حدود دو سوم پولمو دلار 4000 تومنی خریدم . نه به امید این که سود بکنم . به این دلیل خریدم که اگه خدای ناکرده قیمت دلار رفت بالا ، ارزش پولم مثل هفت هشت سال قبلش یک چهارم نشه .
بنابراین منظورم اینه که همه اونایی که دلار میخرن فقط به دنبال سود نیستن . بلکه می خوان ارزش دارایی شون حفظ بشه .
شما ی خانواده رو در نظر بگیرید که کلی سختی کشیدن که پول جمع کنن برن خارج . یکهو بدون هیچ دلیلی پولشون بشه یک چهارم ! خب همه برنامه هاشون به هم می ریزه .

به نظر من هر چیزی در ی زمان خاصی ارزش داره . کتاب هدیه دادن ، برای دوره ی ما بود . دوره ای که تلویزیون سیاه و سفید بود و روزی یک ساعت صبح و یک ساعت بعد از ظهر کارتون نشون می داد . اونم چون عده ای بچه ها مدرسه اشون پست صبح بود و عده ای پست بعد از ظهر . اون موقع ها بچه ها سرگرمی دیگه ای نداشتن . من خودم وقتی بچه بودم ، می رفتم توی اتاق های پائینی خونمون کتابای قدیمی رو پیدا می کردم و عکساشو می دیدم و کلی خوشحال می شدم .
ولی الان به نظر شما تو دوره ی تبلت و موبایل و اینترنت ، به چه دلیلی بچه باس از کتاب خوشش بیاد ؟
پاسخ:
مرسی برای توضیحاتی که در مورد مدرسه ها دادی. عمقشو تا این حد نمی دونستم.
در مورد دلار هم دقیقا حرف منم همینه. خیلی ها با جون کندن پول در میارن و جمع می کنن از جمله خود من..و به قول شما حق مونه مراقب باشیم ارزش پولمون حفظ بشه..اما راستش به خرید فقط دلار و نفروختنش فکر نکرده بودم. ایده جالب و قابل تاملیه.
دقیقا چون دورش پر شده از تبلت و اینترنت و اتفاقا از ۷سالگی و حتی قبل از این که من و خواهرم گوشی هوشمند داشته باشیم اون تبلت داشت می خوام بیاد سمت کتاب خوندن  و با دنیای شیرینی که ما داشتیم هم آشنا بشه 
۱۵ مهر ۹۷ ، ۲۳:۱۲ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
اوضاع دانشگاه بهتر از مدرسه ایت. لااقل توی دانشگاه تا حدی امکانش وجود داره که دنبال علایقمون بریم.
پاسخ:
من تو دانشگاه هم خیری ندیدم😐
۱۵ مهر ۹۷ ، ۱۷:۱۵ حامد سپهر
منمم فکر میکنم مدرسه ها چیز مفیدی به بچه یاد نمیدن اون تاریج جغرافی و جمع و ضرب رو هر جایی میشه یاد گرفت مدرسه باید مهارت زندگی کردن به بچه آموزش بده

چه خواهری مهربونی:)
پاسخ:
دقیقا ولی خب این کارو نمی کنن

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی