بــــــــاز آی

سلام دوست من...

بایگانی
۱۰خرداد

۱)۸و نیم صبح اومد دفتر. فکر می کردم کارش دیروز درست شده ولی فقط ثبت نام اولیه انجام شده بود. رمز و مهر و امضای رییس داشتم. وارد سایت شدم. تا حالا مزایده شرکت نکرده بودم ولی به نظرم با مناقصه و استعلام فرقی نداشت. مزایده مورد نظرشو میدا کردم. ۶ میلیون و اندی ودیعه اش می شد. نقد همراهش بود. می خواست مستقیم به حساب مورد نظر مزایده وارد کنه اما خاطره حوبی از فیش بانکی نداشتم. گفتم بریزه حساب خودم الکترونیکی انتقال می دیم.

رفت بانک و برگشت. سیستمم مشکل داشت. توکن(امضای الکترونیکی) رییس رو شناسایی نمی کرد. سیستم رییس بود ولی رمز داشت. قبل چند بار به مشکل برخورده بودم ولی برای گرفتن رمز سیستمش حرفی نزدم. یه جوری گلیم خودمو از آب بیرون می کشیدم. کلا رییس به همه مشکوکه. شاید هم حق داره نمی دونم.

اما راهی نداشتم. یه ساعت وقت داشتم تا اسنادشو دانلود کنم. بهش پیام دادم و رمزو گرفتم.

همه چیز داشت خوب پیش می رفت. توکن شناسایی شد. تمام مراحل درست بود. رفتم برای پرداخت.

اما یه شماره کارت توی قسمت پرداخت الکترونیکی به صورت پیش فرض ثبت شده بود و این یعنی پول باید توی اون کارت باشه.

حالا ساعت ۱۱و رب بود. دانلود اسناد بی خیال شدم. ثبت قیمت مزایده تا ۲ بعدازطهر وقت داشت.

رفتیم بانک. پول انتقال دادم به حساب شرکت.

همین که پول به حساب شرکت رفت از متصدی بانک پرسیدم: خانم حساب شرکت که شماره کارت نداره. این شماره کارت مجازیه. حالا من رمز دوم از کجا بیارم که پرداخت ثبت کنم؟

گفت: نمیشه رمز دوم بگیری چون اصلا کارتی وجود خارجی نداره.

مستاصل شدم. زنگ زدم به پشتیبانی ستاد( سایت مناقصات) مشکل شرح دادم. گفتن با حساب شخص حقیقی وارد بشم و شماره حساب جدید ثبت کنم. گفت انتقال که انجام دادم زنگ بزنم راهنماییم کنه.

. زنگ زدم به رییس. با هزار را تا قرآن و قسم پولو انتقال دادیم به حساب یه شخص حقیقی یعنی رییس. چون خودش حضور نداشت بانک سخت قبول کرد انتقال انجام بشه.

رفتم دفتر. نشستم پشت سیستم. همه مراحل رفتم رسیدم به پرداخت اما بازم نمیشد. شماره حساب جدید وارد کردم اما فعال نمی سد.

ساعت ۱۲ و نیم بود.زنگ زدم به پشتیبانی ستاد. از صبح بیشتر از ده بار زنگ زده بودم.

هرربار هم زنگ می زدم ۲نفر تو صف انتظار بودن و من حداقل پنج شش دقیقه منتظر می موندم. هر چی منتظر موندم وصل نشد. 

اقاهه عصبانی شد. خودش هم شماره ستاد گرفت. چند بار هم گرفت ولی همه اش وصل میشد به منشی تلفنی و منم همجنان در انتظار.

تعجب کردم جرا این طور شده. گوشیش رو بلندگو بود یه لحظه به حرف های منشی تلفنی گوش دادم. اه از نهادم بلند شد.

پشتیبانی ستاد تا ۱۲و نیم پاسخگو بود روزای پنجشنبه و امروزم پنجشنبه بود. 

یه نگاه بهش کردم مستاصل بود.

عقلم به جایی قد نمی داد. برای گرفتن پول باید رییس می بود و نبود.

رفتم چند تا کافی نت. به چند نفر زنگ زدم ولی هیچ کس نمی دونست. تمام درها بسته بود.

تمام مدتی که تو بانک و این ور اون ور در حال دوندگی بودیم با خودم می گفتم امروز میلاده. ماه رمضونه. حتما کارش راه میفته. ته دلم نگران نبودم.

ولی وقتی ساعت ۱شد و مطمئن بودم کافی نتی که ثبت شماره حساب برامون انجام داده بسته و دستم به جایی ام بند نیست، زنگ زدیم به آخرین تیری که توی کمان داشتیم. 

طرف اب پاکی ریخت روی دستم: خانم تو کرمانشاه کلا به تعداد انگشتان یه دست با این کار آشنان که اونم شما افتادی تو زمانی که الان تو این ساعت باید برم از تو خواب بعدازظهر بیدارشون کنم اونم اگه ادرسشونو داشته باشم.

گوشی رو قطع کردم. خیره شدم به صفحه. کمی باهاش ور رفتم. افاقه نمی کرد.

به جمله صبحم فکر کردم: مول بریزین به حساب الکترونیکی پرداخت می کنیم. 

مرده کلافه بود و مستاصل. 

منم درمانده.

تا ۱ و نیم نشست و رفت.

منم کارامو انجام دادم و اومدم خونه

اینو نوشتم که بگم..... نگفتنیه ...بی خیال

۹۷/۰۳/۱۰ موافقین ۵ مخالفین ۰
گمـــــــشده :)

نظرات  (۳)

۱۶ خرداد ۹۷ ، ۰۰:۵۸ علی خراسانی
بد جای تاریخ افتادیم
پاسخ:
اوهوم
البته کلا تاریخ این دنیا جای خوب نداره
منم دقیقا امروز ( یعنی 5 شنبه ) میخواستم برای مناقصه ای که برنده شدم ، پول کارمزد بریزم به حساب سایت تدارکات ، و بطور پیش فرض شماره حساب جاری شرکت برام ثبت شده بود و فقط باید ذخیره میکردم .
بعدشم با کارت حساب شخصی خودم بطور الکترونیکی پرداخت کردم .
من اون شخص رو مقصر میدونم . من همیشه وقتی میخوام تو مناقصه شرکت کنم ، همیشه یک روز مونده که وقت بارگذاری اسناد تموم بشه ، اسناد رو بارگذاری میکنم که اگه یک وقت خدای ناکرده مشکلی پیش اومد ، حداقل یک روز وقت داشته باشم .
نباید همه چیزو انداخت به روز آخر .
پاسخ:
اره موافقم. ولی وقتی جمع کردن اسناد و اعلام قیمت مربوط به یه گروه بشه خود به خود تاخیر میفته متاسفانه
هیچ چیز این مملکت به درد نمی خوره.. :/
پاسخ:
اوهوم
:/

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی