بــــــــاز آی

سلام دوست من...

۳۱ارديبهشت

۱. دوست یکی از دوست های مادر جان دنبال یه معلم می گشت به دخترش درس بده. مادر جان هم منو معرفی کرد و چون خیلی با هم اشنا نبودیم در قبال تدریس پول هم گرفتم. اولین بار بود بابت تدریس از کسی پول می گرفتم. خوشحال بودم  به خصوص که چند روز قبل یه پیشنهاد خوب تدریس رد کردم به خاطر ندانم کاری.

طرف از اون پولدارها بود و پول خوبی می داد منتها بنده خریت نموده و گفتم کودک دلبند شما کلاس سوم دبستانه و با معلمش راحت تره. بهتره معلمش بهش درس بده😐اگه معلمش قبول نکرد در خدمتم. به محض گفتن این این جمله و قطع تلفن خودم به خریت خودم لعنت فرستادم و امیدوار بودم معلمش قبول نکنه. ولی خب طرف قبول کرده بود و من خیلی سوختم. سوختم ها.

القصه این دومی رو رد نکردم و با وجودی که چند سالی میشه به کسی درس ندادم و یه سری چیزا یادم رفته بود، دختره که مشغول کلنجار رفتن با روش حل بود من جواب تمرینا رو می خوندم و یادم میومد و براش می گفتم. در کل به نظرم نتیجه بد نبود.

هر چند هرچی درآوردم هزینه کرایه آژانس و یه سری موارد بیهوده شد اما به هر حال جالب بود برام.

دختری که برای رفع اشکال اومده بود مثل الی جان خودمون تپل مپل بود. معلوم بود استرس داره. داشتم روش حل معادله درجه ۲ رو براش می گفتم و فرمول دلتا رو ازش می پرسیدم که بلد نبود. همین بلد نبودن فرمول دلتا انگار که باعث بشه به غرورش بربخوره سر درد و دلش رو باز کرد.

می گفت به خاطر خون رسانی ضعیفی که به مغز داشتم(؟) دو ماه بیمارستان مغز و اعصاب بستری بودم و ده بار بهم شوک زدن. بعد از هر بار شوک تا چند ساعت حتی خونواده مو نمیشناختم. 

می خواستن امسال کلا نرم مدرسه ولی دیدم حیفه چرا برای دو ماه نرم. ولی وقتی رفتم دوستامو نمیشناختم.

این که تمام ایرادات درسیش از همون اوایل کتاب بود هم گواه حرف هاش بود. مباحث مثلثات و لگاریتم و حد به مراتب خیلی مشکل تر از تابع هستند ولی دختره فقط با اوایل کتاب مشکل داشت.

حرف هاش منو یاد فیلم دیوانه از قفس پرید با بازی جک نیکلسون انداخت. وقتی برای الی جوون هم تعریف کردم اون هم یادی از اون فیلم کرد و امیدوار بود موقع شوک دادن کاملا بهوش نبوده باشه.

ولی راستش من امروز از یکی از دوست هام پرسیدم که مورد مشابه براش پیش اومده بود و می گفت موقع شوک دادن کاملا بهوش هستند.

۲. برنامه کوهنوردی روز جمعه خیلی فوق العاده بود. قشنگ به تمام سلول های بدنم چسبید. زیبایی، ورزش، هوای عالی، یک جمع دوست داشتنی، آب گوارا، افکار لذت بخش و خلاصه همه چیزهای خوب رو یک جا با هم داشت.

باشد که باز هم تکرار شود.

۳. تا حالا متوجه نبودم که اگر در مورد کاری فکر کنی و آگاهانه تصمیم بگیری، زندگی چقدر دوست داشتنی تر از مواقعیه که همه چیزو حواله می کنی به تقدیر و خدا. حتی اگه تصمیم غلطی هم باشه باز هم ارزشمنده.

۴. روزه نمازهاتون قبول 

۵.

۹۷/۰۲/۳۱ موافقین ۸ مخالفین ۰
گمـــــــشده :)

نظرات  (۵)

۰۱ خرداد ۹۷ ، ۱۰:۱۰ محمود بنائی
عالی، عالی، خیلی خوب کردی! فرصت های خوب را نباید از دست داد.
من هیچ وقت این فیلم کامل ندیدم، باید یکبار درست بشینم ببینم.
دلم کوهنوردی خواست، فعلاً یک ماه روی دویدن توی پارک کار کنم تا نفسم باز بشه، اگه با این هوای تهران زنده موندم بعد میرم کوه :)
هیچ چیز را نمبشه به تقدیر سپرد.
چه گل قشنگی، لاله واژگون! واجب شد برم سمت دماوند!
پاسخ:
اوهوم حتما برو...
دشت لار هم برو
😊
به نظرم همون استارت با کوه بزن...نفست بعد یکی دو بار باز میشه
از آب چشمه کوه هم استفاده کردید؟
پاسخ:
بله
خیلی عالی بود
طفلی بچه چقدر سخته براش این شوکها

کوهنوردی خوش بگذره ، مگه ورزش بهتراز کوه هم داریم آخه در ضمن آب گوارا؟؟ زبان روزه !!توبه کنید خانوم:)))
عکس لاله ی واژگونه؟؟
پاسخ:
اوهوم. دوره اش تموم شده. الان خوبه حالش
دیکه ۱۲ساعت کوهپیمایی اب گوارا هم می خواد😁
سلام
نماز روزه شما هم قبول
یه همچین فرصتایی رو باید چسبوند سریع
چه عکس فلفل زیبایی...فلفله دبگه؟
پاسخ:
سلام
ممنون
نه لاله واژگونه
قشنگ بود
پاسخ:
قابلی نداشت

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی