بــــــــاز آی

سلام دوست من...

۰۷فروردين

۱) سلام به همگی

۲) یه عالمه حرف دارم. می خواستم همه رو با تصویر ارائه بدم ولی نمی دونم چرا نمی تونم عکسامو با گوشی تو بیان آپلود کنم. اینه که اجالتا بدون عکس حرفامو بخونید.

۳) قبل عید با رییسم دعوا کردم که توی عید مرخصی بگیرم. پدرجانمان چند سالیه دلش هوای شیراز کرده و قسمت نمی شد بریم یا ماها نمی خواستیم و بنده خدا کوتاه میومد. امسال اوضاع مالی خراب بود و فکر می کردم سفر جور نشه ولی نمی خواستم این شیراز رفتن امسال هم به تعویق بیفته. پدر جان که راضی بود. مادر جان هم که راضی تر. دادامون هم که از خداش بود. الی جانمان می موند که اونم با من. 😁

چند ساعته وسایلو جمع کردم. مامان برای توی راه شیرینی درست کرد. شب یه عید دیرنی هم رفتیم تازه. و صبح روز بعدش ساعت ده و نیم صبح ۲فروردین سفرمون شروع شد. 

شب اصفهان موندیم و روز به مقصد رسیدیم. 

توی تمام سفرها چون بابا معلمه، اسکان ما تو مدارسه که از قبل رزرو می کنیم. گاهی وقت ها هم خانه معلم. ولی هیچ کدوم از مدرسه هایی که رفتم زیبایی و دلنشینی دبیرستان آل محمد شیراز رو برای من و خونواده ام نداشت. حیاط مدرسه خودش یه باغ بود و وسط باغ یه زمین بسکتبال.

یکی از فانتزی های زندگیم این بود که هر روز صبح وقتی از خواب بیدار می شم فضایی در حد یه زمین بسکتبال برای ورزش کردن داشته باشم بدون هیچ مزاحمی. و در طول روزهایی که توی مدرسه بودیم هر روز صبح زود بیدار می شدم و توی زمین بسکتبالی که اطرافش پر از درخت بود، با اشتیاق می دویدم. 

حتی یه بار هم با دادامون و دوست هایی که تو مدرسه پیدا کرده بود بسکتبال بازی کردیم‌. خداییش کیف داد. حین بازی افتادم و زانوم زخم شد و شلوارم هم پاره ولی ای چسبید آی چسبید آی چسبید.

تمام سفر یه طرف و اون مدرسه یه طرف.

۴) شیراز شهر قشنگیه. و خیلی خیلی پیشرفته تر از شهر من. حتی یک کوه هم داره با ارتفاع ۲۹۰۰. خیلی تمیزه و با وجود تعدد گردگشگرها و مسافرهای نوروزی انگار رفتگرها دنبال آدم میان که اگه یه پوست تخمه از رست کسی افتاد سریع حمع کنن. فعال ترین قشری که این روز ها دیدم این عزیزان بودند. مهربان باشیم و آشغال نریزیم.

شهر ثروتمندیه و بافت قشنگی داره اما خداییش هیچ جا مثل کرمانشاه نیست.😊فقط اگه اوضاع کارش بهتر بود خوشحال تر میشدم.

۵) یه نکته جالب از نظر درآمدزایی در مورد آثار تاریخی و باغ های شیراز این که تا جایی که من می دونم همه شون ورودی دارن به جز شاهجراغ. ولی اصفهان این طوری نیست. بابا می کفت اگه نقش جهان و پل خواجو و سی و سه پل تو شیراز بودن دور همه شونو دیوار می کشیدین و حتما ورودی می گرفتن😁

عرضم به حضورتون که پوستم کنده شد از بس پول ورودی دادم چون هزینه ورودی ها با من بود. و اینو اگه در۵ضرب کنین برای من رقم زیادی میشد. تازه خدا رو شکر ما فقط چند مورد رو دیدیم. باغ ارم. پاسارگاد. حافظیه و سعدیه و ارگ کرم خان زند.

تخت جمشید رو دلم موند. 

به قول پدر جانمان اونم حتما یه چیزیه تو مایه های پاسارگاد..بعدا میایم می بینیم.

۶) نقطه عطف سفرهای خانوادگی ما خندیدن به تیکه های پدرجانمانه. یعنی یه چیزای مثبت هیجده ای می گفت ما می مردیم از خنده. منتها نمیشه اینجا بنویسیم چون همه طنز موقعیت و کلامی بودن. 😄

۷)تا دلتون بخواد خارجی دیدیم و الی جانمان چند باری با تسلط کامل باهاشون هم کلام شد. موقع حرف زدن خیلی بهش افتخار کردم. خداییش دوق می کردم مثل یه مترجم خیلی روان و سلیس باهاشون خرف می زنه و می فهمه دارن چی می گن.😍😍

۸)تو راه برگشت یه شب دیگه اصفهان موندیم. یه پیرمردی که سنش به نظرم بالای ۷۰سال بود و پشتش خمیده شده بود همون اول ورود توجه مو جلب کرد. مدام در حال فعالیت بود. گفتم لابد با بچه هاش اومده و رفتم به کارا برسم. 

داشتم برای ناهار روز بعد غذا درست نی کردم که صدای یه خانوم از حموم کنار آشپزخونه اومد که:"حاج آقا صابون اوردی؟"

خیلی توجه نکردم. ولی وقتی همون پیرمرد رو دیدم گوشام تیز تیز شد. رفت در حموم. صابونو داد و لباس های شسته خانمش رو برد توی حیاط پهن کنه. کارش که تموم شد دوباره برگشت. همونجا در حموم منتظر موند تا کار خانمش تموم بشه چون اشتباها خانمش توی قسمت آقایون رفته بود. البته مشکلی هم نداشت. ولی خب. همونجا موند. تو آشپزخونه هم نمیومد که من معذب نباشم. خیلی کنجکاو بودم خانمشو ببینم. و بالاخره شاهزاده خانم بیرون اومد. پشتش خمیده بود و تقریبا هم سن همسرش. مشهدی بودند و بچه هاشون رفته بودن قشم.

از رفتارشون با هم خیلی خوشم اومد. کیف کردم. خدا برای هم حفظشون کنه. لیلی و مجنونی بودن برای هم.

۹) الان خونه ام و فردا اولین روز کاریه سال ۹۷. خدا عاقبت همهمونو به خیر کنه ان شالله.

۹۷/۰۱/۰۷ موافقین ۶ مخالفین ۰
گمـــــــشده :)

نظرات  (۷)

شما که از ما فشرده تر رفتین :) من هم وقت نداشتم شش روز مرخصی و هزار کیلومتر راه تا کرمان! خوشحالم که بهت خوش گذشته، شیراز شهره منه و هروقت بهش فکر میکنم دلم تنگ میشه، یاد قدیم، کودکی و نوجوانی که توی شیراز گذشت!
تخت جشمید و نقش رجب را دفعه بعد که رفتین شیراز، حتما برو.
پاسخ:
خخخخخ اره
عه نفش رجب هم بین راه دیدما ولی نرفتیم
چشم حتما😁
شهر قشنگی دارین 
۱۱ فروردين ۹۷ ، ۱۸:۲۳ گرافیست ارشد
سپاس..
دوست داشتید وبلاگ ما رو هم دنبال کنید
پاسخ:
چشم
به به چه سفری - یعنی دلم خواست ها ....
ولی خوب عید جایی نمی رم - همه جا خیلی شلوغه ترجیه میدم اردیبهشت برم که مقداری خودم باشم و طبیعت
منم چند باری شیراز رفتم ولی باوورت میشه قسمت نشده برم تخت جمشید - قبل از نابودی کاملش دوست دارم برم ببینمش :|
پاسخ:
ما اکثرا عید ها بیرون می ریم😁
یه سوال
چرا هزینه های ورودی بازدید ها پای شما بود؟
مگه با خانواده نرفتین؟ مگه پدر خانواده نباید هزینه ها رو متقبل بشه؟
پاسخ:
چون امسال پدرم پس اندازشو صرف ساخت خونه کرده و قرار به سفر نبود. به درخواست من رفتیم و مسلما مقداری کمی از هزیته ها رو به عهده گرفتم. که حدود ۱۰۰ تومنی شد. زیاد نبود
من اصفهان سالها پیش رفتم و اونقدر هم نگشتم که بخوام نظر بدم اما تا جایی که شنیدم مثکه جاهایی مث موزه و .. رو پول خیلی زیادی میگیرن. یعنی یا نمیگیرن یا خیلی میگیرن! البته دوستان حتما تصحیح کنن حرف من رو. مطمئن نیستم که درست باشه چون خودم نرفتم.
+رفته بودیم هرمز و قشم و فقط یکی دو تا از جاها ورودی میخواست! اینقد من تعجب کردم که نگو! برام عجییب بود! و تهران هم کاخ های شاه رو اگر برین برای هر موزه جداگونه پول میگیرن و خیلی هم گرووونه! یعنی نه به جنوب نه به تهران! البته هرمز و قشم بیشتر ژئوپارک بود و جاهای طبیعی.
خوشحالم خوشت اومده از شیراز. ایشالا زود بیاین تخت جمشید رو هم ببینین. ولی کلا شیراز رو بهتره تو عید نیاین! اینقد شلوووغه که واویلا! هر جایی چندین صف های بلیط کیلومتری داره! قبل از عید توی اسفند و بعد از عید به نظرم موقع های به شدت بهتری هستن. البته مهمونای نوروزی معمولا چون مرخصی ندارن این موقع میان وگرنه خودشون هم حساب شلوغی ها رو دارن.
پاسخ:

والا من جاهایی که ورودی می گیرن رو نرفتم. منم نمی تونم چیزی بگم.

آره خیلی شلوغ بود ولی لذت بخش بود. بعد از عید هم عالیه. متاسفانه اون موقع مرخصی نداریم.:|

شهر قشنگی دارین خدایی

۰۸ فروردين ۹۷ ، ۰۰:۲۲ گرافیست ارشد
به به ، احسنت جناب گمشده... :)
باز آی...
پاسخ:
متشکرم
می دونی که هزینه بلیط های همه آثار تاریخی یـه استان می ره مرکز استان و بعد تقسیم میشه دوباره توی شهرهاش. اینجوریه که اصفهان برای آثار تاریخی اش دست و دل بازه و ورودی نمی گیره ولی درآمد لازم برای تعمیر و نگهداری بناهاش رو از جاهایی مثل باغ فین کاشان کسب می کنه!
پاسخ:

نه والا نمی دونستم.

اتفاقا تو فکر بودم این همه هزینه ورودی می گیرن چرا یه سرویس بهداشتی مناسب برای سعدیه نذاشتن

بدی این کار اینه شهری مثل کاشان به حقش نمی رسه متاسفانه

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی