بــــــــاز آی

سلام دوست من...

۰۶اسفند

۱. پنجشنبه بعد از مدت ها تصمیممو گرفتم. کاملا مصمم بودم و هیچی نمی تونست منصرفم کنه. به محل کارم رسیدم. شروع کردم به انجام کارهای محول شده. رییسم زنگ زد یه بحث تلفنی با هم داشتیم که اصلا خوشایند نبود. بغض بدجوری فشار میاورد. توی شلوغی دفتر نمی شد بزنم زیر گریه. رفتم بیرون. پشت شرکت یه خیابون هست که به دانشکده آزاد پرستاری منتهی می شه. رفتم تو اون مسیر و یه بیست دقیقه ای یه دل خیلی سیر گریه کردم. انقدر گریه کردم که بغضام تموم بشه. دوباره برگشتم شرکت. چسبیدم به کار. رییس آمد. دوباره اون بغض ناشی از احساس حقارت به سراغم اومد. کنترلش کردم. حالا وقت گریه نبود. 

گداشتم شرکت خلوت بشه. فقط من موندم و اون. حرف زدیم و حرف زدیم.

گفتم می خوام برم. گفت باشه برو به سلامت. ولی تا وقتی که یه تفرو بیارم و راه و چاه نشونش بدی باید بمونی.

راستش زور داشت. حرفش از روی لجبازی بود. حالا نمی دونم جزو قوانین کاره این مورد یا نه.

چون خیلی کارا بود که توی خراب شدنشون نقش داشتم قبول کردم هرچند حقیقتا حس می کردم ناعادلانه اس.

گفتم رضایت نامه کاری می خوام. می گفت اصلا من همچین حرفی نزدم(در صورتی که بارها اینو بهم گفته بود) حالا یا از کارم رضایت نداشت یا واقعا یادش نبود.

حدف هاش بوی دلخوری می داد. نمی خواستم با دلخوری برم. دوباره نشستم به حرف زدن. تازه دوزاریش افتاده بود که واقعا قصدم رفتنه. حرفامون حدود ۴ساعت طول کشید. هر یه ساعت از یه دری وارد می شد که خودم بگم باشه هر چی شما می گی. من تا آخرش هستم.

ولی راستش حناش دیگه برام رنگ و بویی نداشت.

به خصوص که دلیل اصلی رفتنم رقم پایین حقوقم بود. و به گفته خودش حداکثر ۱۵درصد به حقوقم اضافه می کرد که میشد۶۰هزار تومن و این برای من خیلی نا امیدکننده بود. بهش گفتم من فکر می کردم حداقل۱۰۰تومنی اضافه میشه. با ۵۰ تومنو و ۶۰ تومن اونم سالی یه بار به هیچ جا نمی رسم.عادتشو می دونستم. میدونستم اهل پول دادن نیست و من پول می خواستم.

تمام حرف هاشو در طی دو سال گذشته بارها شنیده بودم. وعده هاش که یا اصلا عملی نمی شدن یا در صورت عملی شدن هم اون مدینه فاضله که خودش تو ذهن داشت نبود. یا خیلی دیر عملی می سدن.

وقتی وعده هاشو برام ردیف می کرد مدام به خودم می گفتم خر نشو این همون آدم پارسالیه. و نشدم.

هربار پایان حرف هاش می گفت اگه می خوای یکی رو میارم و منم می گفتم بله حتما دنبال یه نفرباشین. 

وقتی برای اخرین بار ازم پرسید باز همون جواب دادم.

طوری برخورد می کرد انگار بیرون از شرکت اون دیگه از گرسنگی می میرم. 

یا همه جا همین مقدار حقوق می دن که خب راست می گفت.

در نهایت گفت حقوقت بشه ماهی۵۰۰ ولی بمون با کار درست.

موندم.

تمام مدت حرف زدن گریه نکردم. دستاورد بی نظیری بود. اما خوشحال هم نبودم.

به این نتیجه رسیدم که یا باید شوهر کنم یا باید ارشد یه شهر دیگه قبول بشم که بتونم از این شرکت برم.

خلاصه این که امنیت مالی تاثیر زیادی توی رضایت کاری شما داره.

و دیگه این که خواهش می کنم اگه کارفرما هستین به کارکنانتون حقوقی بدین که شانشون حفظ بشه. تجربه کاری رو در نظر بگیرین. بهشون انگیزه واقعی بدین نه واهی.

هرکسی یه غروری داره. غرورشونو نشکنین.


۹۶/۱۲/۰۶ موافقین ۶ مخالفین ۰
گمـــــــشده :)

نظرات  (۱۵)

بنظرم داری عمرتو تلف میکنی
منم تو همچین موقعیتی بودم.
جایی که خودمو نگه دارم و بعد بیرون اومدن از گریه بترکم.
و به پولش احتیاج داشته باشم
اما راضی نباشم.
بیا بیرون.
من فک میکردم اگه بیام بیرون، جایی بهتر از اونجا پیدا نمیکنم
خودم نمیتونستم تصمیم بگیرم.
رفتم مشاور. بهم قوت قلب داد.
از کار کشیدم بیرون.دومین کاری بود که به دلیل شرایطش خارج میشدم.
فکر کردم من مشکل دارم.
یه مدت بیکار بودم.خیلی دعا کردم. خیلی سخت بود
اما بالاخره کار خوب مطلوب و مورد قبولم پیدا شد.
الان خیلی خیلی راضی ام
اگه اون کارها رو ول نمیکردم، الان تو این جایگاه نبودم.
از خدا بخواه کمکت کنه و خودتم دنبالش باش.
البته که پیش از همه اینا از ته قلبم آرزو میکنم یه مَرد پیدا شه که ارزش وجودی تو درک کنه و نذاره هیچ وقت ، هیچ وقت اینجوری دلت از نامردی دیگران بشکنه...
پاسخ:

حرفات کاملا متین و درسته

بالاخره منم یه روزی این راو می رم.

مثل خودت

شاید زمانش نزدیک باشه

پستت رو که خوندم تازه به عمق فاجعه پی بردم، انصافا برام قابل درک نیست این رقم و این حجم از بیشعوری و تحقیر.
+کاش بتونی بِکَنی ازشون...
پاسخ:

بالاخره می کَنم

:))

لگر باعث ناراحتی شما یا تاج بانو شدم عذر می خوام

در مورد شما نظری ندارم. چون تحصیلات و رشته شما رو نمیدونم

امادر مورد ایشون، با توجه به رشته ایشون، خیلی کارا میشه کرد، اون هم با هزینه اندک

خودشون میتونن کارآفرین باشن و مجبور نیستن دستشون بابت 300 تومن جلوی یه بی سواد دراز باشه

مثال هایی هم زدم. خودشون هم استاد هستن و مسلما از من بی سواد بیشتر میدونن. گاهی یه تلنگر لازمه که آدم به خودش بیاد و تصمیم بگیره خودش دست به کاری بزنه

بازم عذر می خوام

پاسخ:

خیلی خوشحالم که نظراتتو می گی اما  بهتره شرایط طرف مقابل هم در نظر بگیری

خواهش می کنم. اشکالی نداره

:)

من جای شما بودم قبول نمیکردم و بیکار میموندم!

+انگار در بد ترین دوران تاریخ داریم زندگی میکنیم! تو شهرای کوچیک پول نمیدن، تهران هم که حقوقش خوبه، هزینه ی زندگی خیلی بالاس... هییییچ کس هم به فکر اصلاح نیست...
پاسخ:

می دونم.

از لحاظ شخصیتی حرف شما درسته. به خاطر جریحه دار نشدن شخصیت خودم بهتر بود قبول نمی کردم.

بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
سرکار تاج بانو

شرمنده اینو میگم بهت

*** ** ***** *****. یه نگاه بنداز به کاپریلا. به فرادرس و ... اینا همشون رو هم رشته ای هات راه انداختن

کدوم دانشگاه می خونی؟ درستو تموم کردی یا نه؟ یه اطلاعات اولیه بده ببینم میتونم یه پیشنهادات کار افرینانه بدم بهت!
پاسخ:
پسر خوب اصلا درست نیست ادم همون بار اول پسر خاله. تاج بی بی تجربه اش اینقدری هست که همه راه های ممکنو رفته باشه. اصلا درست نیست به عنوان تماشاچی هر چی دلت خواست بگی. کی بدش میاد پول زیاد داشته باشه. 
حرفت خیلی سنگین بود برام چون از اطرافیان خودمم میشنومم
.عزیزم اول بیا با کفش ما راه برو بعد اطهارنظر کن
ببخشید میپرسم...
کارتون چیه؟ مگه مهندسی نیستین؟
من الان یه دوست ترم ۴دکترای برق قدرت دارم بیکاره، یه دوست ترم ۶دکترای ادبیات بیکلره، یه دوست ترم ۷دکترای معماری تو یه مدرسه عیر انتفاعی با ۲۰۰ تومن حقوق ماهیانه نقاشی درس میده، یه دوست دکترای علوم سیاسی ترم ۸ بیکاره... میخوام بگم چیزی از دست ندادی قدر همین شرکت رو بدون مملکت به فنا رفته....
پاسخ:
مملکت ریده
:))
یعنی خاک بر سر این مملکت کنن با این حقوق دادنشون یه قشری میلیارد میلیارد میخورن و ککشون هم نمیگزه بعدش یه جوون باید ماهی 500 تومن اونم با کلی منت حقوق بگیره
عدالت خدا کجا رفته این وسط ؟ امیدوارم که اون دنیایی هم باشه و اونوقت نمیدونم چه جوابی باید بدن
پاسخ:
برای اون موقع هم یه جوابی پیدا می کنن

@یسرا
دلت خوشه ها بیمه چه صیغه ای هست، فک کردی بیمه رد کرده برام، نه بابا این خبرا نیست


@بهروز
بله دقیقا ۳۰۰ تومن؛ رشته ام هوش مصنوعی هست اما کارم در حد دیپلم کامپیوتر هست، اونم با هزار منت چون اخر هفته باید برم دانشگاه😎😂😂😂
پاسخ:
ای بابا..چقدر بد

سعید؟ علی؟ :)

چرا فریلنسری کار نمی کنه؟ درامدش بیشتره که

کدوم دانشگاه خونده؟ جذب هیئت علمی شرکت کرده؟

ببخشید اینجا میپرسم سوالامو. آدرس وبلاگشو ندارم
پاسخ:
یه کم وبتونو خوندم فهمیدم اشتباه گرفتم.
اینا رو نمی دونم دیگه خودش جواب می ده
تاج بی بی واقعا با پی اچ دی 300 تومن میگیری؟
رشتت چیه؟ کدوم شهر؟
پاسخ:

عه شما همون آقا سعید سابقین که...یه بارم به اسم علی آقا تو وبتون می نوشتین. خوش اومدین. خوبه که برگشتین

بله تاج بی بی دکترا دارن. و چون می دونم بدش نمیاد می گم کامپیوتر هم رشته شه. و صد البته درست می گه

راستی مهندس جان روزت مبارک روزمون مبارک
ما الکی خوشا فقط اسممون مهندس شد خودمون هیچ چی نشدیم
مدیر عامل شرکتی که من کار میکردم دیپلم ردی بود😐
هر روز که می دیدمش هزار بار به خودم، مسئولین نچندان محترم، دانشگاه، پی اچ دی، جامعه مهندسی و... فحش میدادم 😎
پاسخ:
خخخخخ..دقیقا
من بیشتر به رییسم فحش می دم😂😂😂
روز تو هم مبارک باشه عزیز دلم
۵۰۰ تومن برا لیسانس تو اگه ستم باشه ۳۱۶ تومن برا دکترای من نقض کامل حقوق بشر هست😂😂😂
پاسخ:
ای وای من...نکنه بیمه تو از حقوقت برمی داره
اخه دیگه یه چیزیه فراتر از نفض حقوق بشر
انصافاً الان حقوق زیر یک تومن ستمه. :|
واقعاً نمیشه با حقوقی کمتر از این کار کرد.
پاسخ:
نه والا نمیشه 
الان شده ماهی 500 هزار؟

قبلش چقدر بوده؟

بیمه هم هستین؟

جای دیگه رفتین دنبال کار؟
پاسخ:
قبلش ۴۰۰تومن بود
بیمه نه فعلا
 رنج قیمت برای صروع در همبن حده تو شهر ما 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی