بــــــــاز آی

سلام دوست من...

۲۶آذر

۱. ثبت نام ارشد امروز تموم شد. می خواستم شرکت نکنم ولی بعد دیدم ممکنه توی چند ماه آینده هر اتفاقی بیفته و موقعیت درس خوندن پیش بیاد و خدا رو چه دیدی شاید یه روزی تنها سرگرمیم درس خوندن باشه. خلاصه ثبت نام کردم. اما گفتم بزار یه تنوعی بدم و به جای رشته اصلیم یه رشته شناور شرکت کنم.

من همین امروز برای ثبت نام اقدام کردم و دفترچه رو هم همین امروز دیدم و به تبع لیست رشته ها رو. 

مدیریت جهانگردی گزینه خوبی بود اما یه سرچ تو اینترنت کردم و پشیمون شدم. چون منیع مشخصی براش ذکر نشده بود و از طرفی منم باید نیم نگاهی به جیبم می کردم. خلاصه این گزینه رد شد.

سنجش از راه دور هم بد نبود. شاید میشد با انجام پروژه های جی آی اس یه کار شخصی برای خودم راه بندازم اما نمی دونم چرا اون موقع خیلی بهش فکر نکردم. 

حتی به طراحی صنعتی هم فکر کردم. از وقتی یکی از دوستان وبلاگی توی این رشته قبول شده آشنایی محدودی با این رشته داشتم ولی یاد اون دوست وبلاگی و سختی ها و طرح های هنری که می زد، افتادم و خیلی راحت پشیمون شدم. من و چه به هنر آخه!

چشمم خورد به رشته مهندسی در سوانح طبیعی

یه کم در موردش سرچ کردم. پیش زمینه اش همین عمران بود و تقریبا منابع مشترک داشت. خب تا اینجا بد نبود. بدِقصه اینجاست که در کل کشور فقط ۱۸ نفر در دوره روزانه پذیرش داره.

خب عمران رو می تونستم با رتبه ۲۰۰۰راحت روزانه قبول بشم و نمی خوندم لااقل اینو اگه قبول نشم میگم پذیرشش خیلی کم بوده تو کشور. مثلا یه کلاسی هم می ذارم.😁

همینو انتخاب کردم.

محض تنوع فقط.

۲. سوار ماشین مدر جان بودیم. امیرحسین درو محکم روی هم کوبید. بابا ناراجت شد بهش تذکر داد. الی جانمان از تذکر بابا ناراحت شد و یه همچین تیکه ای نثار پدر جان کرد: آخه در لامبورگینی رو بسته انگار

پدر جان از تیکه دختر محبوبش ناراحت شد و همچین تیکه ای نثارمون کرد: ماحصل عمر من همینه که میبینی. تو هم برو کار کن و پول دربیار برو لامبرگینی بخر.

جز سکوت و خیره شدن به افق کاری از دستمون بر نمیومد. تیکه ی سنگینی بود.

خیلی سنگین

این روزا حس می کنم پدرجانمان خسته شده 

خسته شده از این که همیشه بار تمام هزینه ها روی دوش خودشه و به شدت از این بابت درکش می کنم اما واقعا کمکی از دستم بدنمیاد.

هیچ کمکی

۳.عنوان از فروغ

۹۶/۰۹/۲۶ موافقین ۷ مخالفین ۰
گمـــــــشده :)

نظرات  (۸)


سلام
وبلاگتون جالب بود ممنون
امیدوارم که موفق باشید
رصد اخبار
۲۸ آذر ۹۶ ، ۰۷:۳۸ اجاره آپارتمان مبله در تهران
فکر کن شاید کمکی ازت بر بیاد
پاسخ:
باشه
۲۷ آذر ۹۶ ، ۱۰:۵۶ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
نیاد روزی که باباهامون خسته بشن!
پاسخ:
ان شالله
۲۷ آذر ۹۶ ، ۱۰:۳۶ حامد سپهر
عزیز من بهش بگو در رو آروم ببنده دیگه اینهمه اوقات تلخی پیش نیاد
تو تاکسی هم جرات میکنی اینجوری در رو ببندی
پاسخ:
خخخخ
باشه حتما
۲۷ آذر ۹۶ ، ۰۹:۲۲ ماهی کوچولو
من جای تو بودم در خفا یکی یه پس گردنی به امیرحسین و الی جان میزدم :))
پاسخ:
😂😂😂😂
نههه الی جون خوووب

۲۷ آذر ۹۶ ، ۰۸:۲۹ مردی بنام شقایق ...
سلام

اینو همیشه یادتون باشه

همیشه حق با باباهاس :)))
پاسخ:
سلام.😁
باشه همیشه حق با باباهاست😊
۲۷ آذر ۹۶ ، ۰۶:۱۸ مترسک ‌‌
شوخی شوخی چقدر تلخ شد :/
پاسخ:
اره☺
:)
پاسخ:
😁

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی