بــــــــاز آی

سلام دوست من...

۰۸خرداد

مدت ها بود اشکی به چشمش نمی امد. انگار گریه هایش تمام شده باشند. تمام خاطرات مربوط به او به زوایا و خفایای ذهنش رفته بودند. بدون او هم می توانست زندگی کند. خوب هم می توانست.

***

گوشی را که برداشت صدایش را شناخت. با هر کلمه ای که می شنید بغضش بیشتر می شد.کلمات کنار هم در گوشش می نشستند و اشک هایش را جاری می کردند. این که رابطه ی شنیدن صدا با جاری شدن اشک، چیست را نپرسید چون منِ راوی نمی دانم. خود شخصیت قصه ام هم نمی داند. البته اگر بشود اسمش را قصه گذاشت.

پی نوشت: فیلم مرد خانواده را دیده اید؟ اگر هم ندیده اید مهم نیست. نقش اصلی فیلم نیکلاس کیج است که من یک دورانی می مردم برایش. در یکی از سکانس های پایانی فیلم یک دیالوگ دلنشین به معشوقه اش می گوید:

«من و تو هر دو می تونیم بدون هم زندگی کنیم. خوب هم زندگی می کنیم.ولی اگه با هم باشیم حتما زندگی زیباتری خواهیم داشت. اینو مطمئنم.»

خیلی وقت بود دلم می خواست این دیالوگ را اینجا بنویسم. ربط خاصی به ان داستانک بالا نداشت. شاید هم داشت و خودم نمی دانم. مهم نیست. الله اعلم.

عکس نوشت:لاله ها هم عالمی دارند






۹۶/۰۳/۰۸ موافقین ۸ مخالفین ۰
گمـــــــشده :)

نظرات  (۱۲)

۰۹ خرداد ۹۶ ، ۱۳:۰۹ آقای سر به هوا ...
لاله های واژگون :)
ممنون برای حس خوب نوشته ...
پاسخ:

خواهش می کنم

:))

به نظر من هم اگه دو نفر در خودشون این توانایی رو میبینن ک زندگی هم دیگه رو زیباتر کنن باید با هم ازدواج کنن وگرنه زندگی معمولی مجردی خیلی بهتره!
پاسخ:
درسته ولی خب گاهی نمی شه دیگه
چه فیلمایی که به طریق این وبلاگ تشویق به دیدنشون شدم...
چه کارها که تشویق به انجامشون...
و چه جاها که تاحالا نرفته بودم مثل کوه...
پاسخ:
ان شالله همه شون براتون دلنشین بوده باشه
:))
من هنوز لاله واژگون ندیدم :(

دیالوگه عالی بود.
پاسخ:
امسال اولین باری بود که دیدم
ممنونم
یسرا منم صدای سه نفرو وقتی میشنوم اشکم در میاد. محمود کریمی سعید حدادیان و بابام (چون میدونم قراره یه گیری بده) و اما راوی شما: (خودم بعدا درموردش باهاش حرف میزنم) و اما نیکولاس عزیز: ....


(حرفای مهمی بهت زدما. کامنتمو چند بار بخون)
پاسخ:
البته عرضم به حضورتون که اون معشوقه نیکلاس درواقع همسر قانونیش شد.
بله فک کنم متوجه شدم
گمان نمی کنم حرفی بزنی باهاش
بدقولی
:دی
و چه قدر پاراگراف های قبل از پی نوشت تلخ بود ...کاملا تجربه کردم و میدونم چه حس بدیه ...دقیقا موقعی که فکر می کنه تموم شده ...این صدا قدرت اینو داره که دنیاتو بهم بریزه
چه دیالوگ قشنگی :)
پاسخ:
چقدر خوبه یه نفر حرف آدمو بفهمه. مرسی گل بهار..
عاشقتم
:***
۰۸ خرداد ۹۶ ، ۰۸:۱۱ مردی بنام شقایق ...
سلام

نائب الزیاره و دعا گو بودیم خانم مهندس
پاسخ:
سلام. ممنونم مهندس..خدا خیرتون بده
۰۸ خرداد ۹۶ ، ۰۷:۳۹ محمود بنائی
فکر میکنم شخصیت قصه یک جایی پایش سر خورده...!
یکی از معدود فیلم هایی بود که در دوران فیلم های دو سی دی دیدم! عالیه این فیلم!
پاسخ:
احتمالا همین طوره
واقعا؟خیلی خوشحال شدم فیلمو دیدی
زیاد با گل و گیاه میونه خوبی ندارم ولی خانواده لاله‌ها برام یه استثنان؛ خیلی دوستشون دارم ^_^
پاسخ:
واقعا زیبا هستن
^_^
پاسخ:
:))
اون لاله های واژگون تو منطقه شما باید اسم خاصر داشته باشه. درسته؟
ما بهشون میگیم گل گریه. یا گل سرنگون.
پاسخ:
والا نمی دونم راستش..من همین لاله واژگون شنیدم
اسم شما قشنگه ها..گل گریه
۰۸ خرداد ۹۶ ، ۰۱:۲۵ ماهی کوچولو
دیالوگ عالی
عکس ها عالی تر
قصه بود یا واقعیت؟
پاسخ:
ممنونم.
هم قصه هم واقعیت

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی