بــــــــاز آی

سلام دوست من...

۰۳خرداد

از آنجایی که وقت و بی وقت تجربیات گران بهایم را اینجا مرقوم می دارم به عرضتان می رسانم که تجربه جدیدم به قرار زیر است:

++اگر فکر می کنید می توانید با کسی دوستش ندارید زندگی کنید کاملا در اشتباهید چون نمی توانید. زندگی فقط زمانی لذت بخش است که با دوستی به سر شود که دوستش می دارید و لاغیر.

این که می گویند بعد از ازدواج علاقه مند می شوید و چه و چه در مخیله ی اینجانب فرو نمی رود و نخواهد رفت. این دوست داشتن باید قبل از ازدواج و رفتن زیر یک سقف اتفاق بیفتد وگرنه لذتی در کار نیست. واقعا نیست.

از طرف دیگر اگر مثل این جانب دختر هستید تا زمانی که دوست داشته نشدید به فکر دوست داشتن طرف مقابل نیفتید. اگر هم دلتان تکانی خورد محکم توی سرش بزنید تا خفه شود. زندگی واقعی نه داستان دیو ودلبر است نه زیبای خفته و نه هیچ داستان کوفتی دیگری. زندگی واقعی زندگی واقعی است. وقتی دوست داشته شدید آن وقت طرفتان را برانداز یا شاید هم ورانداز کنید و ببینید که آیا شما هم دوستش می دارید یا باید ردَش کنید که برود پیِ کارش.

پ.ن:لفظ تجربه در اینجا می تواند به معنای تجربه شخصی یا نتیجه فکر کردن های بیشمار حاصل از بیکاری یا استفاده از تجربیات دیگران باشد.

عکس نوشت:پناهگاه امروله که در پس زمینه اش قله امروله را می بینید. پناهگاه در اثر زلزله آسیب دیده و امکان خراب شدنش هست ولی همین هم در کوه و مخصوصا توی زمستان نعمت بزرگی است.

۹۶/۰۳/۰۳ موافقین ۷ مخالفین ۰
گمـــــــشده :)

نظرات  (۹)

با اون خط های قرمزش میتونه شروع ِ یه داستان ِ جنایی باشه :دی
پاسخ:
شاید اصلا بعید نیست
:))
۰۴ خرداد ۹۶ ، ۲۳:۴۰ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
"از طرف دیگر اگر مثل این جانب دختر هستید تا زمانی که دوست داشته نشدید به فکر دوست داشتن طرف مقابل نیفتید. اگر هم دلتان تکانی خورد محکم توی سرش بزنید تا خفه شود."

زیاد خوب نیست:||
پاسخ:
می دونم ولی تجربه اس دیگه..کاریش نمی شه کرد
۰۴ خرداد ۹۶ ، ۱۵:۵۶ محمود بنائی
عجب جان پناه دلبری :) با اون خط های قرمزش. توی عاشقی هم باید جان پناه بود و با زلزله و بلایای طبیعی سرپا موند!
پاسخ:
چی بگم والا. مگر با یاری خدا و یار
:))
موافقم با این پست شدیدن. عشق آمدنی بود نه آموختنی....
پاسخ:
خدا رو شکر یک نفر موافق بود
مرسی از موافقتت
:))
۰۴ خرداد ۹۶ ، ۱۲:۳۱ مهدی فعله گری
سلام دختره
توی عکستو نیگا کن. فرض کن اون خط قرمز مسیریه که برای عاشق شدن باید طی کنی. کمی که پیش میری میرسی به یه پنجره ای که یه سری تجربه های دیگه با سنگ پوشوندنش و نمیذاره که داخلو خوب ببینی و یا اصلا نمیبینی. اگه بخوای همونجا بایستی و زور بزنی تا از ته و توی اون داخل با خبر بشی و بعدش بری داخل، باید بگم که شاید همیشه اون در باز نباشه و یا به عبارت خودت، اون بنا دیگه سرپا نباشه. تو مسیر خودتو طی کن. برو تو. نترس. تو سردی زمستون دل و جانت همیشه هر جانپناهی یه جای گرم منظور میشه. متوجه ای که. عشق باید مثل آمپولای روغنی ذره ذره و با تومانینه ایجاد بشه . اون هم در مسیر زندگیت. عشقی که کامل بشه و بعد به وصلت برسه، دیگه عشق نیست. چیز دیگه ای هم نیست ولی عشق هم نیست. تا در بازه برو تو. به فکر رو ریختنش هم نباش. اگر ریخت که خوب تو و بنا با هم به چیز میرین. پس غمی نیست. سرنوشت چیزیت این بوده. اگر هم نریخت که بیا و منو دعا کن که این راهو بهت نشون دادم. و البته بحث عشق و عاشقی رو نمیشه سیاسیش کرد ولی چه خوش گفت شاعر معروف که: ینی روحانی نتونسته حتی جلوی یه زلزله رو بگیره که اینطوری نشه؟! یه کار به این کوچیکی؟! ⁦:-D⁩
باز برین بهش رای بدین ⁦:-)⁩
پاسخ:
سلام پسره
اسمم یسرا ست نه دختره. والا
عرضم به حضورتون که قلمتون مانا. جدی می گم. خوش برگشتین. امیدوارم موندگار بشین. هیچ کس مثل شما نمی تونه دو تا چیز کاملا بی ربط رو به یک چیز کاملا بی ربط تر مربوط کنه اونم به این شیوایی. اما تجربه ام نشون داده به حرف نویسنده جماعت اعتباری نیست. توی کتاب ها و داستان ها سیر می کنن نه زندگی واقعی.
دروغ می گم؟
عزیز با این دو خطی ک نوشتی
((این که می گویند بعد از ازدواج علاقه مند می شوید و چه و چه در مخیله ی اینجانب فرو نمی رود و نخواهد رفت. این دوست داشتن باید قبل از ازدواج و رفتن زیر یک سقف اتفاق بیفتد وگرنه لذتی در کار نیست. واقعا نیست.))
مخالفم..نمیگم صددرصد مخالفم ولی بر اساس تجربه ای ک دارم علاقه پیش میاد و این علاقه انقدررررر شدید و قلبی میشه که جای هیییچ حرفی براش نمیمونه
همه چیز برمیگرده ب دل نشستن اولیه...بعد میشه روش فکر کرد
ازدواج داستان و قصه و رمان نیست..ازدواج و زندگی مشترک خیلی فراتر از این حرفاست با تمام شیرینیا و سختیای خودش
پاسخ:
خب همون به دل نشستن اولیه یک نوع دوست داشتنه...در واقع شروع دوست داشتنه
البته ممکنه وقتی نزدیک تر می شیم به فرد بفهمیم الکی به دلمون نشسته و پشیمون بشیم
ینی روحانی نتونسته حتی جلوی یه زلزله رو بگیره که اینطوری نشه؟! یه کار به این کوچیکی؟! ⁦:-D⁩
باز برین بهش رای بدین ⁦:-)⁩
پاسخ:
روحانی نذاشت من رای بدم پس دستم آلوده به چیزی نشده
:))))
صحیح :)
.
من همیشه برام سواله چه کسی این جان پناه ها رو ساخته!؟ مثلا فکر کنین طرف رفته روی یک قله 8000متری ، در ارتفاع 7000 و خورده ای متری جان پناه ساخته! خب چطوری؟
پاسخ:
والا برا منم سواله. قطع به یقین کوهنوردایی بودن که بنایی هم بلد بودن
:))
۰۳ خرداد ۹۶ ، ۲۰:۳۴ سام نجفی نیا
با سلام
وبلاگ خوبی دارید مایل بودین فالو کنیم بهم اطلاع بدین
پاسخ:
سلام
والا همینا رو هم که فالو کردم نمی رسم بخونم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی