بــــــــاز آی

سلام دوست من...

۰۲خرداد

فصل بهار با گیاهان فصلی خاص خودش در مناطق مختلف جذابیت بیشتری نسبت به سایر فصل ها داره. طوری که مزه کردن هر کدوم از این گیاهان و میوه های فصلی تا مدتی در ذهن ثبت می شن. به نظرم بد نیست چند تا از طعم های ثبت شده در ذهنم رو اینجا هم بنویسم.

1) آلوچه های نارسی که توی باغ های منتهی به آبشار پیران خوردم خیلی به من مزه داد با وجودی که دو سه دونه بیشتر نبود و همون ها هم تلخ بودند.

2) رفته بودیم کوه و بدجوری گرسنه بودم. تیم همراهم آهسته حرکت می کردند و اینجانب هم چیز خاصی نداشتم که بشه توی راه خورد. نفر جلویی که می دونست صدای معده ام داره بلند می شه، کنگری که از قبل توسط فرد دیگه ای کنده شده بود ولی احتمالا از کیسه پر از کنگرش افتاده، رو از زمین برداشت و به من داد. تمیزش کردم و خوردم. مزه اش فوق العاده بود. با وجودی که کنگر کندن یکی از تفریحات بهاره ی مادر جان محسوب می شه و همیشه کنگر تازه خوردم ولی اون یکی خدای مزه بود. انگار تمام انرژی بهار رو در خودش جمع کرده و به من منتقل می کرد.

3)چند هفته پیش حین برگشت از قله امروله و در نزدیکی یکی از روستاها از یه باغ گیلاس رد شدیم که چند تا درخت بادام داشت. دو تا چغاله بادام گیرم اومد که بدجوری چسبید. اصلا امسال حتی یه سیر هم چغاله نخریدیم. هر بار که می زدیم به کوه از درخت ها و درختچه های بادام کوهی تغذیه می کردم. به جان خودم اگه دروغ بگم. تشنه می شدم ولی با خوردنشون سیر می شدم. طعمشون تلخِ تلخ بود عینهو زهرمار احتمالا(چون تا حالا نخوردم می گم احتمالا) ولی بعد از خوردن چند تاشون، طعم تلخشون عادی می شد.

4)همین جمعه قبل رفته بودیم جایی که توی مسیر پر از درخت های ونوشک بود. قاسقوان جوان و تازه. یکی دو شاخه کوچیک بیشتر نخوردم ولی بدجوری چسبید.

5)جمعه قبلش به خیال سنگاب هایی که ممکن بود هنوز خشک نشده باشن با مقدار کمی آب راهی کوه شدیم. اما همه شون خشک بودن و تشنگی هم امان نمی داد. هوا خیلی گرم بود. توی مسیر از دره ای رد شدیم پشت به افتاب. تا دلتون بخواد ریواس خوردیم و برای برگشت ذخیره کردیم که تشنه نمونیم. طعم ملسی داشتن.

دیگه طعم خاصی یادم نمیاد. همینا فعلا.

:دی

۹۶/۰۳/۰۲ موافقین ۵ مخالفین ۰
گمـــــــشده :)

نظرات  (۷)

آلوچه و چغاله و ریواس و شنیدم و خوردم ولی اونای دیگه رو نه حتی تلفظشونم نمیدونم شاید هم اسامیشون چیزای دیگه هم باشه و من بااسمای دیگه بشناسم
کنگر خوشمزه س؟من یبار از ی بنده خدایی شنیدم میگفت خیلی بده البته خودم هیچ تصوری ازش ندارم
پاسخ:
مزه اش از نظر من خوبه. و یک عالمه هم خاصیت داره. البته هر منطقه ای محصولات خاص خودشو داره که به کام مردم اون ناحیه مزه می ده
:))
ن نشنیده بودم!!!!!
پسته ی کوهی و کنگر حالا یکم اشنا تره
ولی ونوشک اصلا نشنیده بودم!!!!
پاسخ:
ونوشک همون پسته کوهیه دیگه. وقتی خشک می شه بهش می گن پسته کوهی
بعد از خوندن کامنت آقاگل: ما به ونوشک شما میگیم بنه شِه! همون نارسیده ی بنه ای هست که بالا گفتم. اتفاقا همین الان بنه شه رو تو یخچال داریم و خود بنه رو هم از پارسال داریم که آماده اش کردیم برای پختن آش بنه. کلا ما ها از خار بیابون هم استفاده میکنیم!!!
پاسخ:
شماها خیلی کار خوبی می کنین
گفتی خار بیابون یاد یه چیزی افتادم
یه بنده خدایی تعریف می کرد تو فصل تابستون تو کوه گم شدن و بیآب موندن. یکی از همراهاشون برای رفع تشنگی خار ها رو می کنه و تمیز می کنه. ساقه شونو شکاف می ده و آب داخل ساقه خار ها رو می خورن.
البته نمی دونم اسم اون خار چی بوده. ولی برای خودم خیلی جالب بود
جز ریواس اصن اسم بقیه رو ک نشنیده بودم:)))
پاسخ:
الان می شنوی...
المی شما کنگر ندارین؟
ونوشک؟پسته کوهی
حالا این دومی عیب نداره ولی اولی چیز رایجیه
۰۲ خرداد ۹۶ ، ۲۰:۲۰ نیمه سیب سقراطی
آقا یعنی چی ؟ اینا چیه ؟ چرا ما نداریم :دی
کنگر ؟ ونوشک ؟ قاسقوان ؟ ریواس رو شنیدم ولی نخوردم !
پاسخ:
یکتا شمام کنگر نخوردین///بی خیال بابا..
مگه کدوم شهر هستین
:/
من فکر می کردم همه شهر ها گنگر رو دارن
:))
خیلی جالبه که شما از شهر خودتون مینویسید من با شهر خودمون تصورش میکنم :)
چون دقیقا همینایی که میگید شهر ما هم پیدا میشه.
.
احتمالا دلیل تلخ بودنشون این نیست که همراه با هسته داخلشون میخورید؟ :)
.
سوالم این بود ونوشک چیه؟ سرچ کردم تو نت. با اولین تصویری که ازش دیدم فهمیدم چیه. ما اینجا بهش میگیم بَنیچه یا بَنیچی. هم خودش هم ترشیش خیلی خوبه.
.
آخ از ریواس. آخ از ریواس. :))
کوه های اون اطراف اینقدر شبیه کوه های ماست احتمالا باید سبزی های کوهی هم داشته باشه درسته؟ مثل، سیر، موسیر، تره کوهی، پونه، چُوِه. اینا؟ :)
پاسخ:
احتمالا سمیرم و کرمانشاه خواهرخوانده هم هستن
:))
من خودم از اوناییم که دوس دارم زمین و دشت و تپه ها مث اروپا باشه، چمن طور و سبز خوش رنگ.. مث اون عکس دسکتاپ معروف ویندوز و با وجودی که خیلی از طبیعت کوه ها و دشت های ایران (خصوصا مرکز و جنوب) خوشم نمیاد چون معمولا قهوه ای و خاکیه (!) اما همیشه با خودم اعتراف میکنم که انصافا اگه این زمینا رنگ و رو و ظاهر (دلخواه من رو) نداره، عوضش باطنش فوق العاده اس! پر از گیاها و درختا و محصولات فوق العاده که کمتر جایی پیدا میشه. و معمولا هم خوردنی! خانواده ما هر موقع از سال دنبال یه چیزی میرن تو طبیعت: کنگر، ریواس، بنه، الوک (بادام کوهی)، کیالک، آویشن و .... !
پاسخ:
آخ گفتی آویشن و کردی کبابم..
دم نوش آویشن خیلی خوبه
:))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی