بــــــــاز آی

سلام دوست من...

۱۱فروردين
همیشه شهر پاوه رو دوست داشتم. و مشخصا به خاطر اون خونه های پلکانی روی هم.





نمای شهر پاوه از روی جاده کمربندی. با گوشی الی جون می شه پانوراما گرفت ولی مثل اونایی که دکتر میم می گیره نمی شه. برای همین اگه دو تا عکس رو کنار هم بزاریم میشه نمای کلی شهر از روبرو. :دی
پاوه رو بارها دیده بودم ولی روستای هجیج رو نه.
امروز به قصد این روستا از خونه زدیم بیرون.
بین راه مناظر فوق العاده زیبایی داشت. از جمله چشمه زیر که برادر جانمان کنارش ایستاده.



یا تصویر زیر که حرفی برای گفتن نمی زاره. دارم فکر می کنم می شه قله ی اون کوه رو لمس کرد یا نه!!


بعد از رد کردن یکی دو تا تونل نه چندان کوتاه می رسیم به قسمت سرریز سد داریان. بی نظیر بود این قسمت. آب با چنان فشاری از سد سرریز می شد که ذرات آب روی هوا معلق می شدن و مثل بارون روی سر ما می ریختن. با وجودی که فاصله مون با سد کم نبود. تمام لباس هامون خیس خیس شدن. انگار ماشین رو برده بودیم کارواش. :دی
از این تیکه یه فیلم 15 ثانیه ای دارم. حجمش 34 مگه. اگه دوست داشتین ببینید. چون بهتر از این نمی تونم توصیف کنم. و عکس هم شیره ی تصویر ذهنی مو نمی رسونه.
لینک: سد داریان. روستای هجیج
یه کم پایین تر از سرریز سد یا شاید قبل ترش درست در مقابل ما و اون طرف رودخانه و سد  یه ابشار کوتاه چند متری قرار گرفته بود که حسرت دیدنش از نزدیک به دلمون موند چون نتونستیم و وقت هم نبود که جاده دسترسیش رو پیدا کنیم. عکسش خیلی خوب در نمیومد برای همین فقط ترجیح دادم یه دل سیر نگاه کنم بلکه توی ذهنم ثبت بشه.
چند کیلومتر بعد می رسیم به روستا...
ما به اسم امام زاده اش اومدیم ولی تنها چیزی که اصلا نقشی در جذب گردگشر نداشت همین امام زاده بود. فضای خیلی کوچیکی داشت. طوری که با وجود ضریح 4 نفر می تونستن توش نماز بخونن.


از معماری روستا واقعا نمی دونم چی بگم. شاید بهتر باشه خودتون ببینید.







باز هم به همون سبک پانوراما عکس ها رو کنار هم بچینید.:دی
اون خانم هم الی جون معروفه.




اکثرا حتی کفش هاشون رو داخل نبرده بودن و همون پشت در و در محل رفت و امد مردم بود. خیلی جالبه که وقتی سرتو از خونه میاری بیرون عینهو اپارتمان با خانم همسایه مواجه بشی!




کوچه بهتر از این؟
:دی



یه میانبر برای دسترسی راحت تر به خونه شون.





باغ کوچیکی که روی خونه ها بود.البته روی ردیف اخر خونه ها.

جالب تر از معماری روستا باید به عرضتون برسونم که یه دونه زباله ناچیز هم توی کوچه پس کوچه های این روستا پیدا نکردم. حتی یه مورد محض مثال...
++محض اطلاعتون می گم بعد از روستای هجیج یه آبشار هست که تعریفشو زیاد شنیدم ولی نشد که ببینم. آبشار بل.

۹۶/۰۱/۱۱ موافقین ۷ مخالفین ۰
گمـــــــشده :)

نظرات  (۱۷)

به چ وشا اننه طبیعت
من این پستت عکساشو نشان کل ایل و تبار دادم :دی هیچکیم نفهمید وبلاگ هست , هی میگفتم یه سایت دیگه:)
لامصب عکسات حرفه ای گرفته ی , عاااالییییی
یعنی فکر کنم برا بار دهمم هست میام به این عکسا نیم ساعت خیره میشم
انگار خودم همین الان اونجام و دارم قدم میزنم
چقدر زاویه های دیدت قشنگ :)
متاسفانه ما تا بازاچه جوانرود و خانواده پایه بازار داریم بر به پاوه نمیکنیم:ذی
پاسخ:
یعنی اینقده از خواندن کامنتت ذوق کردم که نگووووو
خدا خیرت دهاد دختر که همچین اعتماد به نفس منو بالا می بری
:***
من بازارچه جوانرود تا حالا نرفتم
:))
وااای خدایا. ایرانمون چه جاهایی داره. چه کوچه هاییی وااای مث تو فیلما میمونه...
کرماشان زیبا... هععییی... هعیییی... از این دیار که تنی چند از خواستگاران دلبرُم اینجایی بودن... هر بژی کورد آخه :)
پاسخ:
سلام. خوب بله رو می دادین دیگه رسما همشهری می شدیم
:دی
پاوه با شکل قدیمش قشنگ تر بوده، بدون آپارتمان :/ پاوه فیلم چ!
دستت درد نکنه یسرا :) امیدوارم یکبار هم فرصت بشه بیایم اونطرفی
پاسخ:
به معماری پاوه فیلم چ خیلی دقت نکردم. ولی این پاوه رو هم دوست داشتم من.
خواهش می کنم. قابلتو نداشت. ان شالله به زودی با خانمت قسمت بشه
:))
من اومدم پااااووههه
پاسخ:
کی ی ی ی ی ؟
چرا نگفتی خب
ممنونم برای توضیح مبسوط تون :)))
پاسخ:
خواهش می کنم. قابلی نداشت
:دی
غرب کشور همیشه یه کشش و جاذبه ی خاصی داره... پر از طبیعت بکر و رمز و راز...
پاسخ:
عالیههههههههههه
:))
۱۱ فروردين ۹۶ ، ۱۵:۵۳ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
چه خونه هایی!
یاد روستای کندوان افتادم، با خونه های پلکانیش!
پاسخ:
کندوان نرفتم..
ولی تقریبا مشابه هم هستن
:))
ووهههههه 👏👏👏😁
پاسخ:
^___^
خیلی زیبا بود... دلم خواست :دی
پاسخ:
نصیبتون انشالا
دلم خواست خب :-(
پاسخ:
ان شالله به زودی نصیبتون
:))
عالی بود عالی! خیلی هم روستا زیبا بود هم تعریف و عکسای شما!
برادر و الی رو دیدیم! منتظر خودتیم!!!
اتفاقا دیروز یه نیمچه کوهی رو فتح کردم، همش تو فکر تو بودم. عکس و فیلم گرفتم که بهت نشون بدم. منم با گوشی داداشم عکس میگیرم!!! فعلا دستم نیست! ببینم کی بهم میرسه!
پاسخ:
متشکرم یلدا جان
خودمو بیا تلگرام می بینی
:دی
واقعا؟ خیلی خوشحال شدم.
همیشه پا به کوه
منتظر عکساش هستم
چه خوب جاییه! مرسی
پاسخ:
خواهش می کنم
:))
یک سوال ؟
حالا قضیه ی " کوسه ی هجیج " چی بود ؟
پاسخ:
هجیج ـ که برخی آن را با «ح جیمی» می‌نویسند و می‌گویند به معنای دره سرسبز و عمیق است ـ روستایی است که همه خانه‌هایشان از سنگ هستند و حتی یک آجر در آنها به کار نرفته است.
در یکی از وب‌نوشته‌ها درباره هجیج، قصه‌ای هست که می‌گوید، پانصد سال پیش در هجیج، آسمان خسیس شد و خشکسالی بیداد کرد. اهالی روستا سراغ مردی متدین که نسبش به امام موسی کاظم(ع) می‌رسید، رفتند تا برای باریدن باران، دعا کند. مرد دعا کرد و چشمه‌ای پر آب، دل خاک را شکافت و مرد از همان وقت، صاحب احترامی ویژه میان مردم شد و حتی پس از مرگش، بقعه‌ای به یادش ساختند به نام «بقعه سیدعبیدالله» یا «بقعه کوسه هجیج».
کسی نمی‌داند این ماجرا درباره روستای هجیج و بقعه سیدعبیدالله در کنار رودخانه سیروان، راست است یا تنها قصه‌ای ساده است برای سنگین شدن پلک‌های بچه‌های هجیجی، وقت خواب. مهم این است که اهالی هجیج، اهل تسنن هستند، اما به امامزاده‌شان احترام می‌گذارند واین بقعه از پنج قرن پیش تاکنون سرپا بوده است و زیارتگاه دوستدارانش.
++اینو از یه سایت گرفتم عمو رحیم. بالای سردر امازاده هم این اسم حک شده بود. به خاطر اسم این شخص اسم روستا هم همین شده
۱۱ فروردين ۹۶ ، ۰۰:۵۶ آموزشی-تفریحی
عالی بود مرسی
پاسخ:
خواهش می کنم
ممنونم که ما رو بردید سفر !
خیلی قشنگ بود .
یا امامزاده ی روستای هجیج ما رو بطلب ! هم به قصد زیارت و هم سیاحت :))
پاسخ:
قابل شما رو نداشت..
:))
یا امامزاده هجیج بطلب
:دی
چقدر دلنشین و فوق‌العاده و خواستنی! :)
پاسخ:
اوهوم. عالی بود.
:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی