بــــــــاز آی

سلام دوست من...

۰۶بهمن

1) امروز حقوق گرفتم. بعد از برداشت هزینه های ثابت هر ماه یه راست دست الی جوون را گرفتم و رفتیم به سمت یه مغازه که از قبل آدرسش را می دانستیم. دخمه ای بود برای خودش. همان اول که درخواستم را مطرح کردم یک جفت خوشگلش را گذاشت کف دستم. ولی قیمتش برای جیب اینجانب کمی نجومی بود. قیمتش را که دیدم خیلی آهسته کناری گذاشتمش و جنسی هم نوا با جیبم را تقاضا کردم. این یکی در حدی بود که جرئت پوشیدنش را داشتم ولی گویا به مذاق پاهایم خوش نیامد. با هم جور نمی شدند. جفت دیگری درخواست کردم ولی نبود. انگار به من نیامده یک ماه را عین یک حقوق بگیر واقعی به انتها برسانم و هر ماه باید یک جوری در آستین مبارکم فرو رود. بی خیال جیبم شدم و همان اولی را امتحان کردم. لامذهب با روان پاهای مبارکم بازی می کرد. همان را برداشتم هرچند کفی اش یک جوری است و نمی دانم چرا نمی توانم باورش کنم. علی ایُ حال بالاخره بعد از حدود 9 ماه و 9 روز و 9 ساعت و 9 دقیقه و 9 ثانیه انتظار اینجانب صاحب کفش کوهنوردی شدم.

باشد که مبارک گردد خیرش به صاحبش برسد و کله معلق نشوم.

2) سه شنبه تولد الی جوونِ من است و من مانده ام و موجودی اندک تا اخر ماه و تهدید های مادر جان که« عمرا اگه پول کم بیاری کرایه تو بدم» و هزینه های جاری دیگر. بعضی وقت ها حس می کنم برای خودم یک پا مرد خانواده شده ام، ان هم با چند سر عائله.

پیشنهادهای شیک و ارزان قیمت شما را پذیرا هستم.

3) یک سالی می شود فهمیده ام، می شود موقع برداشت پول از عابر بانک درخواست رسید نکرد و فقط به اطلاع رسانی پیامکی بانک اکتفا کرد. کلی هم برای خودم کیف می کنم که در مصرف کاغذ صرفه جویی می کنم. اما ان کاغذی که بابت نوبت بانک بیهوده هرز می رود بدجوری روی مخیله اینجانب راه می رود. یعنی چنان عذاب وجدانی می گیرم وقتی دکمه «دریافت نوبت» را فشار می دهم که گویی خودم تبر به دست گرفته و افتاده ام به جان جنگل های بلوط شهرمان.

4)جدیدا رئیس جانمان درخواست خبرچینی می کند. و این بدجوری به مذاق من خوشایند نیست. و قسمت تلخ قصه اینجاست که چند باری ندانسته و از روی حواس پرتی زبان به خبرچینی هم بازکرده ام.

پدرجانمان از بچگی به شدت اصرار داشت که نه مبصر شوم نه نماینده و خلاصه و هرچیزی که به این ها مربوط می شود. تنها به یک دلیل: «دوست ندارم آنتن باشی» دقیقا هم با همین جمله منظورش را می رساند و من از همان روزها دوست نداشتم آنتن باشم. نه مبصر شدم و نه نماینده و نه سمت هیچ سمتی که لازمه ی آن ها آنتن بودن- باشد، رفتم.


۹۵/۱۱/۰۶ موافقین ۶ مخالفین ۰
گمـــــــشده :)

نظرات  (۱۷)

۰۹ بهمن ۹۵ ، ۲۳:۲۰ رحیم فلاحتی
به به!مبارکِ .
ایشالا هیمالیا نوردی !
منتظر عکس های خوشگل هستیم :)
پاسخ:
متشکرم عمو رحیم.
ان شاالله
خب با اینکه کتاب هدیه دادن جزو توصیه های مد شده حساب میاد ولی به شخصه اصلا از اینکه کتاب هدیه بگیرم خوشحال نمیشم! و به جز دو بار، کتاب به کسی هدیه ندادم. اون دو بار هم کتابهای رمانی بود که می دونستم خودشون می خوان بگیرن و نگرفتن هنوز. و بنابر این نه تنها توصیه نمی کنم، که نهیم می کنم چون ممکنه از خوندن اون کتاب لذت نبره طرف :/
ولی پیشنهاد گل رو دوست دارم. البته اگه آجی خودم بود حتما به جای گل، گلدون گلدار! یا روسری مثلا هدیه می دادم!
شایدم شالگردن یا یه همچین چیزایی
اما اگه خواستید گل بخرید می تونید از بازار گل تهیه کنید. گل جدا از ساقه بهترین قیمت رو بازار گل تو راه بهشت زهرا داره تا جایی که من می دونم... اونجا گلهای شاخه ای 20 تومن رو به قیمت خیییییلییییییی کمتر از چیزی که هست می تونید بخرید.مثلا یه بار من حساب کردم که دسته گلی که بالای دویست در میومد اگه از گلفروشی داخل شهر می گرفتیم، اونجا فقط 40 تومن در اومد. ولی خب نباید انتظار تزئین فوق العاده و یا حتی تا حدودی قابل قبول رو ازشون داشنه باشید! می تونید گل رو جدا بخرید و با یه جعبه جدا خودتون تزئین کنید.
و بعد هم بازار گلهای توی شهر که هم فاز باغچه ای دارند و هم فاز گلخونه ای و هم گلهای شاخه ای جدا... اونها از گلفروشی های توی شهر خیلی ارزون تره ولی از بازار گل بهشت زهرا گرونتر. و سلیقه گل آراییشون هم بیشتره.
مثلا من دو سال پیش یه گلدون پررر توت فرنگی رو فقط 8 تومن خریدم. اونم دم عید که احتمالا گرونتر می کنند. یا گلدون شمعدونی رو 5 تومن و ...
این بازار گلی که من رفتم متعلق به غرب تهران بود و انتهای جنت آباد شمالی و اون ورا...

به جز کادو، اگه تولد آجیم بود سعی می کردم غذایی که دوس داره و حتما یه کیک خودم پز براش درست کنم.
پاسخ:
سلام دوست عزیزم.
خیلی ممنونم بابت وقتی که گذاشتی و نظرتو نوشتی.حتما استفاده می کنم.
:)
۰۸ بهمن ۹۵ ، ۲۳:۴۱ بچه پولدار ..*
انتن ؟ قشنگ گفتین.
پاسخ:
آنتن
مرسی
:))
۰۷ بهمن ۹۵ ، ۲۰:۴۰ سارا سادات
مبااارکه...‌
کفش خوب نعمتی از نعمتهای بهشتیه^__^‌

+خودت دس بکارشو یه چیزی درست کن براش
پاسخ:
مرسی عزیزم.
وقت کمه سید. سه چهار روز دیگه اس
۰۷ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۱۵ داداش مهدی
به به! مبارک باشه.چرخش بچرخه براتون.
کفش چی گرفتید حالا؟‌ باز یکی از خوبیای دیار شما اینه که ازونطرف جنسای کوه‌نوردی مشتی میاد براتون با قیمتای خوب!
پاسخ:
سپاس آقا مهدی
کفش کوهنوردی. مارکشم نمی دونم والا.جنس مشتی شو نمی دونم. باید جنس های جاهای مختلف امتحان کنم که بگم. قیمت خوب رو نمی دونم والا.باید قیمت های مختلف ببینم که بگم
:))))
۰۷ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۰۰ منتظر اتفاقات خوب
کفش نو مباارک:))
الی جونتون علایقش چه جوریاست؟؟
با پدرتون خیلی موافقم. یه جوری خیلی نرم از زیر کاری که رئیس ازتون خواسته دربرید.
پاسخ:
متشکرم دوست عزیزم
الی جونمون عشق فیلم های قدیمی هالیوودیه.

یکهو دلم خواهر خواست شدید!
پاسخ:
خواهر داشتن واقعا خوبه. خدا یه دوست خوب نصیبتون کنه عینهو خواهر
خو آنتن نباش دخترم
نباش دیگه
عه
والا
^_^
پاسخ:

چشم. هرچی شما بگی

:))

۰۶ بهمن ۹۵ ، ۲۳:۱۴ نیمه سیب سقراطی
+ کفش نو همیشه حس خوبی بهم میده چه برسه به اینکه کفش کوهنوردی هم باشه اوووووف ... مبارکت باشه دختر :)

+ دخترا همیشه لباس و لاک و زیور آلات رو دوست دارن ؛) اینا + کتاب خیلی خواستنی میشه به نظرم :) البته من به شخصه کیف هم خیلی میدوستم ! میتونی یه چیز بخری که به درد خرید عیدش هم بخوره ^_^
بعدشم من نمیدونم الی جانتون چند سالشه ؟

+ توی دیار داشنجویی وقتی میرم میوه بخرم با خودم پلاستیک می برم که دیگه پلاستیک برندارم فروشنده بهم میگه خانوم دکتر :)) حالا هم من بهت میگم به به خانوم دکتر :))

+ یحتمل اندکی سیاست خانومانه چاره کاره که از زیر همچین کاری در بری ؛)
پاسخ:

+قربون شما. ممنونم.

++خواهر منم عاشق لاکه. خیلی دوست داره. آخ گفتی کیف. کیف پولشو چند وقت پیش گم کرد. یعنی عشق می کنه با یه کیف پول جدید

الی جوون من 21 سالشه

++خدا خیرت بده خانوم دکتر. :دی. کار بسیار به جایی می کنی والا

+++باید یک دوره برم آموزش سیاست خانومانه ببینم. بلد نیستم

:|

خیلی خیلی مبارک باشه. اول از همه کفشها، ایشالا کلی مسیرهای خوب و کوههای خوب باهاش بری ⁦:-)⁩ اصلا روحم شاد شد.
دومین تبریک بابت تولد
پیشنهاد کادو: یه شاخه گل رز + یک جلد کتاب خوب + دوتا بوس
پاسخ:

ممنونم دکتر. ان شاالله.

پیشنهاد کادو عالیه. به خصوص شاخه گل رز. چون اصلا تا حالا براش نخریدم.


من ۴ سال دبیرستان نماینده کلاسمون بودم بعد چنان کویتی تو کلاس به راه بود :))))
کتاب براش بخر چون توی همه رنج قیمتی کتاب خوب هست :)
یا یه ماگ ، ماگ هم از ده هزار تومن قیمت‌هاش شروع میشه و کلی تنوع داره :)
یا لاک :دی

دیگه چون خواهرته درک می‌کنه وضعیت جیبتو :دی
بعدم مثلا ماه بعدش می‌تونی یه کافه‌ای، فست فودی چیزی مهمونش کنی بیشتر جبران کنی واسش:))
پاسخ:

دم شما گرم. کلاس اصلا باید کویت باشه

والا به خدا

ماگ رو چند ماه پیش اون برای من خرید. داریم مشترکن استفاده می کنیم

:دی

دلم به همون خوشه که درک می کنه توکا. :))

آره اتفاقا تو فکرشم.

۰۶ بهمن ۹۵ ، ۲۲:۵۰ پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
کفشای نو مبارک. به خوشی بپوشی:)
یه شاخه گل بخر. مهم اینه به یادش بودی
پاسخ:

مرسی همشهری.

آره تو فکرشم. شاید گل هدیه مناسبی باشه

۰۶ بهمن ۹۵ ، ۲۲:۲۴ بلاگر آرام
کتاب هدیه بدید:) مناسب سنش.جذاب. و البته یه قیمت مناسب
پاسخ:
کتاب هدیه خوبیه ولی سلیقه کتابخونیشو نمی دونم راستش.ضایعه الان بپرسم ازش
کفش کوه نوردی نو مبارک :)
.
پسردائی کوچیکه وقتی که داشتیم میرفتیم کربلا بهم گفت برام سوغاتی میاری؟ گفتم آره چی میخوای؟ یک کم فکر کرد. گفت یک مداد! :دی اول ابتداییه بچه مون. :))
شما هم برا آبجی تون یک مداد بخرین. درسته که شاید به کارش نیاد ولی ارزون و مناسبه!
تازه مهم اینه که ثابت بشه که یادتون بوده. و مهم تر اینکه میتونه به عنوان یادگاری همیشه نگهش داره.
پاسخ:

ممنون آقاگل.

:))))))

خدا پسردایی رو حفظ کنه. اینم پیشنهاد خوبیه. :دی

ایشالا کفی کفشت برات بچرخه!!!!
برای مورد دو هم، من خودم برای دوستام از این گلدون های کوچیک کاکتوس و ساکولنت میخرم. ساکولنت بیشتر شبیه گل هستن و مثه کاکتوس ها خاردار نیستن که یه وقت طرف فک کنه باهاش دشمنی داشتم که خار براش بردم!!!! من خودم از یه جایی میخرم که 3 تا گلدونش 5 تومن هست. قیمتاشون همین حدوداست و خیلی هم دوست داشتنی اند. اگر احیانا زیورآلات دوست داره، اونا هم معمولا با قیمت های مناسب گیر میان. کتاب هم هست. هنر هایی که خودت درست کرده باشی هم زیبا و ارزشمند هستن. دیگه فعلا چیزی یادم نمیاد!
پاسخ:

قربون یلدا خانوم

چه جالب. اگه پیدا کنم می گیرم براش حتما.مرسی بابت پیشنهادت.


۲) آدرس وبلاگ من را بهش هدیه بده. دیگه چیزی به ذهنم نمیرسه
پاسخ:
:))))
۰۶ بهمن ۹۵ ، ۲۲:۰۱ •✿ آرورا ✿•
خیلی جمله باباتونو دوس داشتم :)) انتن بودن یه وقتایی لازمه ها :)) چون اونوقت مردم گیر آنتنای بد میفتن
پاسخ:
آره اینم نظریه. یعنی حرفا رو جوری بپیچونی که هیچ کدوم از طرف ضرر نکنن.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی