بــــــــاز آی

سلام دوست من...

۲۶دی

خدایی سر از کار خدا در نمی آورم.

توقعاتش زیادی بالاست.

در حالت نرمال وقتی کسی آزارتان می دهد ناخواسته دلتان می خواهد حالش را بگیرید. گاهی هم پیش می آید که طرف را می بخشید ولی گاهی طرف چنان دماری از روزگارتان در می آورد که نمی توانید ببخشید.

به فکر انتقام هم نیستید چون زورتان نمی رسد.

اما نمی بخشید. طبق معمولی که یادتان داده اند واگذارش می کنید به خدا و دنیا.

چرخش روزگار منتقم خوبی است.

اما این که با این وجود باز هم مانند همان روباهی که کشاورز از حرصش دمش را آتش زد و به تبع آن تمام محصولش به فنا رفت و در اثر حرکت روباه در زمین، گندمش سوخت، دامن خودتان هم گیر است یک جورهایی بو می دهد.

یعنی نمی توانم درک کنم که قصه دقیقا چیست!

رئیس این ماه قول افزایش حقوق داده بود. برای اولین بار روی حرفش حساب کردم که او هم نامردی نکرده و زد زیر قولش آن هم به یک دلیل نامربوط.

تمام برنامه های من به هم ریخت. ولی چیزی نگفتم. حتی به خدا هم واگذارش نکردم. فقط ته دلم گفتم «حتما این ماه یه ضرری می کنه.»

باور کنید همان را هم جدی نگفتم. یعنی تحت فشار بودم یک چیزی گفتم حالا.

اما بنده خدا به یک ماه نکشیده  ضرر کرده ولی ضرری که یک پای خودم هم گیرش است و بیم آن می رود که کلا عذرم را بخواهند.

الان دقیقا یکی برای من اصل انتقام و بخشش را جا بیندازد.

بلکه بفهمم خدا چه خوابی برایمان دیده.

:|

۹۵/۱۰/۲۶ موافقین ۵ مخالفین ۱
گمـــــــشده :)

نظرات  (۱۱)

۲۶ دی ۹۵ ، ۲۳:۴۹ رحیم فلاحتی
افزایش حقوق من هم به جایی نرسید و خودم دست به کار شدم تا برای خودم کار کنم . باید سعی کنیم بیشتر از قابلیت های خودمون استفاده کنیم و بیخیال کار برای دیگران بشیم . البته کار سختیِ . برای من که اینطور بود . خیلی طول کشید .
پاسخ:
زدی به وسط وسط هدف عمو رحیم
ان شاالله که تو کارت موفق باشی و سربلند.
ممکنه بقیه کارمنداشم اینو گفتن رو هم شده الان داره میترکونتش
پاسخ:
فقط دو تا کارمند داره. من و یه اقا که اونم درصدی می گیره.
اومممم
از این دید بهش نگاه کن که ظاهرش شر هس ولی ان شاء الله باطنش خیر
پاسخ:
ان شاالله که خیره
:))))
از بچگی بهم یاد دادن یکی دست تومماغمون نکنیم یکی تو ککار خدا فوضولی نکنین:دی
دقت کردی نظرم هر فعلش چقدر متفاوت بود؟:))
پاسخ:
:)))))))
اره دقت کردم.
:دی
:))))
از بچگی بهم یاد دادن یکی دست تومماغمون نکنیم یکی تو ککار خدا فوضولی نکنین:دی
پاسخ:
چیز خوبی یادتون دادن
:دی
۲۶ دی ۹۵ ، ۱۲:۲۲ داداش مهدی
بین چیزی که توی ضمیر آدمه و بروز پیدا نمیکنه با کاری که عملی انجام میشه خیلی فاصلس!
پاسخ:
خب این یه جواب قانع کننده بود
۲۶ دی ۹۵ ، ۱۲:۱۸ بلاگر آرام
حتما که نمیشه گفت بخاطر حرفی که شما تو دلت زدی اینجوری شده. شاید دلیلش چیز دیگس
اون روباه و کشاورزم انتقام عملی بوده. شما حرکتی زدی در راستای ضرر کردن رئیس؟ پس ربطی نداره
پاسخ:
این خیلی قانعم کرد.
مرسی
قصه ش طولانیه بانو. و کفی بالله شهیدا دیگه...
پاسخ:
این قصه سر دراز دارد
منم دیروز توی همین موقعیت بودم ... زبونی از خدا چیزی نخواستم ولی دلم ...

خیلی سخته بخشش توی اینجور مواقع
پاسخ:
آره والا از کوه کندن سخت تره
:|
۝۝۝۝♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥۝۝۝۝
۝۝۝۝♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥۝۝۝۝

هم میهن ارجمند! درود فراوان!
با هدف توانمند سازی فرهنگ ملی و پاسداری از یکپارچگی ایران کهن
"وب بر شاخسار سخن "
هر ماه دو یادداشت ملی – میهنی را به هموطنان عزیز پیشکش می کند.
خواهشمنداست ضمن مطالعه، آن را به ده نفر از هم میهنان ارسال نمایید.

آدرس ها:

http://payam-ghanoun.ir/
http://payam-chanoun.blogfa.com/

[گل]

۝۝۝۝♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥۝۝۝۝
۝۝۝۝♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥۝۝۝۝
۲۶ دی ۹۵ ، ۱۱:۱۸ منتظر اتفاقات خوب
شاید اصلا به اون حرفی که زدی ربطی نداشته باشه. به هرحال بسپرش به خدا. تا این جا رو خودش آورده بقیه رو هم خودش میبره.
پاسخ:
هوم. شاید...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی