بــــــــاز آی

سلام دوست من...

۲۴دی

1) با اطمینان می گویم اگر روزی با خدا قهر کردید به هر دلیلی سری به نزدیک ترین کوه بزنید و از بدنش بالا بروید. هوای کوه کم کم قهر را از یادتان می برد و بی اختیار آشتی می کنید. خودتان هم نمی دانید دلتان کی نرم شد و در دل به جای این که غر بزنید شکر کردید.


2) امروز مهمان فرخشاد بودیم. شیب زیادی داشت و اعتراف می کنم موقع پایین آمدن به مشکل برخوردم. از ترس سر خوردن تمام مدت پایین آمدن که حدود یک ساعت و نیم طول کشید سرم پایین بود که جای پای مناسب پیدا کنم. یکی از همراهانم وقتی ترس و لرزم را موقع گام برداشتن دید حرف جالبی زد: « اصطلاحی داریم تو کوهنوردی که می گه پا رو نترسون. بزار هر جا می خواد بره.»

با وجودی که حرفش وصف حالم بود و تمام طول راه هم دورادور هوایم را داشت و توصیه های به دردبخوری می کرد اما نمی توانستم پاهایم را نترسانم.


3) نمی دانم چیزی درباره ی قانون اول ها یا یک همچین چیزی شنیده اید یا نه. راستش خودم هم چیز زیادی نشنیده ام فقط می دانم وقتی کاری را برای اولین بار انجام می دهید شانس موفقیت در آن کار خیلی زیاد است.

و از آن طرف یک اصلی داریم که نمی دانم کدامیک از «شیخنا» ها فرموده اند: «هیچ آداب و ترتیبی مجو»

وقتی این دو اصل را به هم ربط دادم به این باور رسیدم که می شود بدون تجهیزات و با دست خالی و از صفر مطلق کاری را شروع کنم و مطمئن باشم که موفق می شوم. راستش را بخواهید در بسیاری از موارد هم این تابوهای ترسناک ناشی از تبلیغات بقیه است که مانع پیش روی می شود وگرنه یکی مثل من که نصف تعطیلات عمرش را روی کوه و تپه های اطراف شهر و روستا سپری کرده، دیگر برای صعود به یکی از قله های شهر خودش نباید مشکل حادی داشته باشد. به قول دوستی باید با صندل هم از پسش بربیایم.

اما لازم است متذکر شوم این دو اصل به حکم عقل هم نیاز دارند. مسلما با صندل نمی شود بدن دماوند یا پرآو را فتح کرد. حتی اگر اولین بار باشد.


++فرخشاد با ارتفاع: 2930 و در قسمت شمال کرمانشاه در نزدیکی آثار باستانی طاقبستان و با فاصله ی اندکی از مزار شهدای گمنام

زمان لازم برای صعود حدودا دو ساعت و نیم.

مانند یک کیک لایه لایه بود. از نظر من 5 لایه داشت. لایه اول سنگی و شیب زیاد. لایه دوم تخت بود با اندکی شیب. لایه سوم شیب نفس گیرهر لحظه هم می ترسیدم لیز بخورم.) لایه چهارم سنگی و سب ملایم. لایه پنجم فقط سنگی تا قله.


+ببخشید اگر عکس ها یک جورهایی مشابه هستند(ولی نیستند) نمی دانستم کدام را انتخاب کنم. همه را گذاشتم ببینید. عکس ها به ترتیب منظره مقابل و پشت سرم را نشان می دهند.


۹۵/۱۰/۲۴ موافقین ۱۱ مخالفین ۰
گمـــــــشده :)

نظرات  (۱۹)

۲۶ دی ۹۵ ، ۱۰:۴۲ ๑فاطمـ ـه๑ ..
حس میکنم خیلی ساده تر از اون چیزی که فکرشو میکردی داری کوهنورد میشی :)
پاسخ:
تقریبا می شه گفت همین طوره
:))
۲۶ دی ۹۵ ، ۱۰:۴۱ ๑فاطمـ ـه๑ ..
سلاااام :)))
میگم کوه خیلی خوبه نه ؟
من الان که عکسا رو دیدم و تو از شیب گفتی ...
میگم تو از ارتفاع میترسی ؟
من میترسم ...
ولی فکر میکنم میتونم باهاش روبهرو بشم ....
پاسخ:
می ترسم ولی خب تو گروه باشی کم نمیاری. باهاشون می ری
:))
۲۶ دی ۹۵ ، ۱۰:۲۹ دکتر میم
خب واسه تو دوتا سوت هم میزنم
👌😗
پاسخ:
:)))))
متشکرم
۲۵ دی ۹۵ ، ۱۹:۳۹ گیسو کمند
منم کوهنوردی رو خیلی دوست دارم.
چه طوری تو هوای زمستونی رفتی بالا خیلی سرده که. من بهار میرم بالا یخ میبندم زمستون که جای خود داره.
ولی میدونی چیه من یه مشکلی هم دارم اول که میرم بالا حالم خوبه بعد از پایین اومدن به خاطر تغییر فشار و دمای هوا سر درد میگیرم. بعد باید بخوابم اونموقع کل بیشتر از نصف روزم حروم میشه.
من چتر بازی رو هم دوست دارم ولی نمیدونم کجا برم تا علاقه مو عملی کنم:(
پاسخ:
هوا اینجا شده عینهو بهار متاسفانه شایدم خوشبختانه. ولی خب خاصیت زمستون به برف و بارون و هوای سردشه. البته امروز خدا رو شکر داره برف میاد.
اگه صعود و پایین اومدن کل روز طول بکشه خیلی بیشتر حال می ده. وقتی می رسی خونه یه راست می خوابی
چتر بازی خیلی ترسناکه برای من. جرئت زیادی می خواد
:)
۲۵ دی ۹۵ ، ۱۳:۵۶ 💖 miss fatemeh 💖
من کوه دوست =)
خییییلی کیف میده ^^
پاسخ:
کوه هم تو را دوست
:))
دلم خواست😍
پاسخ:
نصیبتون ان شاالله
۲۵ دی ۹۵ ، ۱۰:۲۲ منتظر اتفاقات خوب
دلمان کوه خواست!
خوش به حالتون.
عکس ها هم عالی.:)
پاسخ:
ایشالا نصیب شما هم بشه به زودی
به به ^__^
چه هوا اونورا خوبه :دی الان اینجا کوه ها مثه سیبری برفی و یخ زده است و کار هر کس نیست صعود :دی
ما ایشالا بهار که بشه می زنیم به دل کوه :))
پاسخ:
والا برف مال زمستونه. این که هوا این ورا خوبه اصلا چیز خوبی نیست
:|

۲۵ دی ۹۵ ، ۰۰:۳۹ פـریـر ...
واو!! عالیه :))
پاسخ:
^___^
یاد اون عیدی که از یه کوه خواستیم بریم بالا، نمیدونم به اون قسمت از نظر زمین شناسی چی میگن؛ ولی صاف بود عین کف دست(!) و با شیب وحشتناک! چارچنگولی چسبیده بودم بهش! به بدبختی رفتم بالا! ولی برگشتن با وجودی که از مسیر ساده تری اومدیم، قشنگ معلوم بود که ترسیدم... یعنی رفتن با وجود سخت تر بودن، راحت رفتم ولی برگشتن مردم و "پام رسما ترسیده بود!"
پاسخ:
بیا بغلم. چقده خوب درکت کردم

چقدر عالی ... این روزا اهرم های زیادی منو به سمت کوهنوردی هل میدن . اینم یکی دیگه ...
پاسخ:
باشد که این اهرم ها به موفقیت دست پیدا کنند و کوهنوردی زو شروع کنین
۲۴ دی ۹۵ ، ۲۳:۰۳ سِناتور تِد
چقدر عکسا قشنگن
پاسخ:
قربون شما
۲۴ دی ۹۵ ، ۲۲:۵۶ روح‌الله (در دستان لرزان باد)
اگر خدا را گم کرده بودیم باید چه کنیم؟
پاسخ:
نمی دونم. باید تجربه کنم
:|
۲۴ دی ۹۵ ، ۲۲:۵۱ دکتر میم
😊👏👏👏👏
پاسخ:
:))
می گم دکتر امروز هر جا نظری از شما دیدم داشتین دست می زدین. خسته نشدین احیانا
:))
چقدر این آبی قشنگه . چقدر حس خوبی داشت عکسا :)
پاسخ:
خیلی ممنون
خدا رو شکر خوشتون اومده
۲۴ دی ۹۵ ، ۲۲:۴۷ آنالیز ..
بابا ایول شیر دختری شدی برا خودت هااا
دمت گرم عکس ها توپ عااااالیییییی نه اصلا شبیه هم نیستند
فکر کن من بچه کرمانشام هیچ کدام از اینا ندیدم :/
پاسخ:
فدات بشم الهی. خب منم اولین بارم بود
۲۴ دی ۹۵ ، ۲۲:۳۹ پرتقالِ دیوانه
کوه نوردیو خیلی دوست دارم *___*
عکسا چقدر آرامش بخشه
چه آسمووونییی
چه منظره ای
پاسخ:
ایشالا نصیبت بشه. خیلی عالیه.
آره خیلی آرامش بخش بود ولی سرررررررررد بود. یخ زدم اون بالا
اتفاقا اصن عکسا شبیه هم نیستند خیلی هم زیباست
یکی اولو خیلی‌دوست داشتم:-)

من از کوه بالا نرفتم زیاد ولی تا دلت بخواد از تپه بالا رفتم:دی
واقعا هم نباید پارو ترسوند
پاسخ:
مرسی
^___^
منم بیشتر تپه نوردی داشتم. کوه نرفتم. این ها هم که می بنی می زارم تو شهرمونن. خارج شهر نیستن.

اول :دی

چقدر قشنگهههه
پاسخ:
ای ول..
دمت گرم
دلم تنگ شده بود اصلا برای این اول گفتنا

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی