بــــــــاز آی

سلام دوست من...

۲۰دی

داشتم لای کتاب ها چرخ می زدم که چشمم به کتابی که عکسش را می بینید، افتاد. مانده بودم که چطور تا به امروز ندیده بودمش. بی معطلی برَش داشتم.راستش این روزها عزا گرفته بودم چطور همپای برادر جان صبر کنم و شاهنامه بخوانم. تازه ان کتاب مختص سن او بود نه من.

یک کتاب دیگر هم می توانستم انتخاب کنم. قفسه ها را دانه به دانه نگاه می کردم اما هیچ کدام فریبنده نبودند.

چشمم به دو تا از کتاب های کارلوس فوئنتوس افتاد. از آن تازه رسیده های کتابخانه بودند. نوِ نو. اما بوی نویی نمی دادند. چرایش را هم نمی دانم. یکی «مرگ آرتیمو کروز» و دیگری«پوست انداختن».

کارلوس فوئنتوس را از اینجا شناختم. موقعی که داشتم دو کتاب را ورانداز می کردم کل وبلاگ دکتر هم جلوی چشمم رژه رفت. با خودم گفتم احتمالا داستانش پلیسی-جنایی  است و من هم راستش را بخواهید دل خوشی از این ژانر ندارم.(نمی دانم استفاده از کلمه ی «ژانر» در اینجا درست است یا نه.)
«پوست انداختن» را به خاطر اسمش دوست داشتم. چون مدت هاست در حال «پوست انداختن» هستم. یک جورهایی دوست داشتم به خاطر اسمش بخوانمش. اما حجمش زیاد بود و خواندن دو کتاب حجیم در یک سری را در توانم نمی دیدم. مرگ آرتیمو کروز کمی بهتر بود. البته از نظر تعداد صفحات. 200صفحه ای با هم توفیر داشتند.

کمی آن طرف تر در قفسه ای دیگر چشمم به «طلسم گمشده» دن براون خالق «رمز داوینچی» افتاد. این که دن براون خالق راز داوینچی است را پشت کتاب نوشته بودند و برایم سوال شد چرا کسی که رفته برای کتابخانه کتاب های جدید بخرد طلسم گمشده را خریده ولی آن یکی را نه!!!

البته انتقادات دیگری هم به این فرد دارم که در ادامه می نویسم.

داشتم می گفتم. مانده بودم بین طلسم گمشده و مرگ آتیمو کروز کدام را بردارم! چون انتخاب برایم سخت بود سری به قفسه ی دفاع مقدس زدم اما چیز جدیدی که چشمم را بگیرد نداشت. کمی آن طرف تر، آن پشت تر ها قفسه کودک و نوجوان را هم نگاهی انداختم. راستش انگیزه ام دیدن کتاب های جدید احتمالی اش بود. خوشحال شدم این قفسه هم بی نصیب نمانده. لابه لای کتاب های جوراجور چشمم به کتاب زیر افتاد.

راستش دلم نیامد برای برادر جان نیاورمَش. هرچند هنوز در داستان قارن و سام شاهنامه و به دنیا آمدن زال مانده ایم و پیشرفتی نداشتیم.

بی معطلی بی خیال کارلوس فوئنتوس و دن براون شدم. و 12 افسانه ی قدیمی جهان را برداشتم.

تصویرگری اش در ابتدا به نظرم جالب بود اما کمی بیشتر که ورق زدم کمی پشیمان شدم چون در مقایسه با تصاویری که والت دیزنی نشانمان داده بودند سفیدبرفی و سیندرلا و زیبای خفته و راپونزل و هانسل و گرتل زیباتر هم بودند.بد نیست چند تا از عکس هایش را ببینید:

این یکی سیندرلا است.وقتی فرشته مهربان جادویش می کند. آن پایینی هم سیندرلا با شوهرش.


دیو و دلبر:


 

راپونزل

این هم سفیدبرفی. خدا رو شکر واقعا در نظرش سفید بوده.

بگذریم. همین طور که داشتم کتاب را ورانداز می کردم چشمم به قیمتش افتاد. و راستش را بخواهید برق به کلی از سرم پرید. قیمتش 65 هزار تومان نا قابل بود. فکرش را بکنید!!! 65 هزار تومن ناقابل فقط برای یک کتاب نهایتا دویست صفحه ای.

راستش دستم به آن مسئول خرید کتاب های جدید برای کتابخانه برسد بابت همین یک کتاب حالش را می گیرم. نه که کتاب بدی باشد. اتفاقا خیلی هم خوب بود ولی به اصطلاح سرش به تنش نمی ارزید. آخر آن لامصب یا به عبارت صحیح تر لامذهب از دایره المعارف هالیوود هم گران تر بود. (خودم در نمایشگاه قیمت کردم. قیمت اصلی اش 48  هزار تومان می شد. آن هم یک کتاب قطور و تمام گلاسه)

از همه این ها که بگذریم خوشحالم که مسئول خرید کتاب ها همچین خبطی کرده چون مدت ها بود داشتم دنبال قصه هایی می گشتم که خودم در کودکی خوانده ام ولی برادرجانمان هنوز نخوانده است.

۹۵/۱۰/۲۰ موافقین ۵ مخالفین ۰
گمـــــــشده :)

نظرات  (۱۰)

۲۱ دی ۹۵ ، ۰۲:۳۵ عاشق بارون ...
چه تصاویری واقعاً! :دی
من چقدر دل میخواد برم کتابخونه عضو شم و تنبلیم میاد. :( :|
پاسخ:
خدا نصیب کنه ایشالا
:))
۲۰ دی ۹۵ ، ۲۳:۲۵ محمد حسین
یه کتاب کوچیک دیگه هست قیمتش هم فکرکنم حدود 2 تومن باشه به نام شاهنامه وقتی کوچیک بود شاهنامه رو به نثر نوشته و خلاصه من اونو خوندم :)
پاسخ:
ای بابا چرا؟
شاهکاریه برای خودش. شما که شعر خیلی دوست دارین نگاهکی بهش بندازین. لذت بخشه.
شص وپنج تومن:/
علف خرسه؟!
پاسخ:
چه می دونم والا
:|
۲۰ دی ۹۵ ، ۲۲:۴۰ هولدن کالفیلد
بله، کلمه ی ژانر رو بسیار به جا استفاده کردی
پاسخ:
متشکرم از دقتت
++هنوز ناطور دشت دستمه. خواهرم خوندش من هنوز نخوندم.
:|
:-/// شصتو‌پنج تووومن چ خبرههههه:-///

وای من عاشق دیو و دلبر بودم مخصوصا موقعی ک دختره کتاب دستش بود تو کوچه ها راه میرفت میخوند
عکسا»_«
پاسخ:
همونو بگوووووووو.
خیلی زیاده.
آره. تازگیا فیلمشو دیدم. خیلی قشنگه ولی خوب شخصیت پردازی نکردن. البته برای یه کارتون بهتر از این نمی شه مانور داد
۲۰ دی ۹۵ ، ۲۱:۰۹ بلاگر آرام
سانسور پای سیندرلا رو:)))))
ولی تصویرگریش جالبه. خوشم میاد ساختار شکنی های ذهنی رو.مثلا ما همیشه سیندرلارو ی جور توی ذهنمون یاد گرفتیم این چیز دیگه نشون داده.جالبه
پاسخ:
نه سانسور نشده. تو عکس نیفتاده
:))
۲۰ دی ۹۵ ، ۲۰:۳۱ آقاگل ‌‌
هرجوری براورد میکنم این سفید برفی زیاد هم قشنگ نبوده که اون آینه جادویی مادر خونده ش هربار میگفته سفید برفی خوشگل ترین فرد جهانه! :))
بعد دیگه ببین مادر خونده ش چی بوده دیگه! :دی
.
دیو و دلبر هم که شخصیت دیوش از دلبرش قشنگ تره باز!

خداروشکر شنگول منگول دیگه از خارجی ها نیست. :))
پاسخ:
آخ گفتی اقاگل. همینو بگو. دیوه واقعا از دلبر خوشگل تر دراومده
:)))))
اینام خارجکی ان خب. شنگول و منگول و حبه انگور.
فک کنم اسماشون ایرانیزه شده فقط.نه؟
۲۰ دی ۹۵ ، ۱۹:۵۷ دکتر میم
من مرگ آرتمیو کروز رو بیشتر از پوست انداختن پیشنهاد میکنم. پوست انداختن کتاب سخت و پر اسمی هم هست. ترجمه عبدا... کوثری یادت نره.
پاسخ:
مرسی بابت راهنمایی.
اتفاقا ترجمه عبدا... کوثری رو دیدم ولی یادم نیست برای کدوم کتابش بود.
حالا چرا عنوان رو گذاشتی کارلوس فوئنتس؟:))
پاسخ:
اسمش قشنگه
:))
چه جالب
ولی وای دیو و دلبر عجب چیز وحشتناکی بود.داداشت زهره ترک میشه که!
پاسخ:
فکر نکنم.
اون ما رو زهرترک می کنه
:)))))))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی