بــــــــاز آی

سلام دوست من...

۱۵دی

با ذوق وارد اتاق می شود و خطاب به من و الی جان می فرماید که:

«آجی امروز شنیدم بابا داشت با آقا معلم حرف می زد. قراره از هفته بعد یکشنبه ها زنگ هنر، خانم هنر بیاد سرکلاس ما. قبلا فقط نقاشی می کشیدیم ولی الان کارتون در اومد. چون خانم هنر کاردستی می ده. اینا رو من بلد نیستم. از الان گفتم خودتونو حاضر کنید یه وقتی برام بذارین.»

بعدش هم با خنده در اتاق را بست و بیرون رفت.

کاری به نظریه خواهر برادری و نگاه پوکرفیس طور به دوربین و مقایسه ی بچه های قدیم با بچه های الان و این چیزهایش ندارم. مشکلم با برادرجان شخصیت به شدت وابسته اش است. طوری که بدون سوال از یکی از ما 4 نفر کتابش را هم ورق نمی زند.

ریشه مشکل را می دانم اما ریشه اش فعلا درمان نمی شود.

مجبورم به مسکن های مقطعی فکر کنم.

یکی از این مسکن ها از دید من این است که کارهای مدرسه و  کلا کاردستی و انشا و هرآنچه که مربوط به مدرسه می شود و تشویقی را به همراه دارد، خودش انجام دهد. هر چند دیوانه مان می کند و اکثرا پدر گرام را به جانمان می اندازد و منجر به دعوای لفظی و نگاه های پوگرفیس طور و در نهایت عدم موفقیت در مسکن پیشنهادی ام می شود اما حقیقتا راه دیگری سراغ ندارم.

البته یک راه دیگر این است که بی خیال شوم و عین یک خواهر خوب همه ی کاردستی هایش را بی برو برگرد خودم درست کنم. این طوری بحثی بینمان شکل نمی گیرد.

نظر کارشناسی شما را پذیرا هستم.

۹۵/۱۰/۱۵ موافقین ۶ مخالفین ۰
گمـــــــشده :)

نظرات  (۱۳)

۱۶ دی ۹۵ ، ۱۹:۱۹ زیـ^ـــ^گما !!
ام من شنونده ی خوبی نیستم ولی این بار فقط گوش میکنم این جوری بهتره:)))
پاسخ:
شنیده ها رو گفتن دوستان
:))
۱۶ دی ۹۵ ، ۱۵:۱۱ گیسو کمند
خواهش میکنم. امیدوارم موفق بشی :)
پاسخ:
متشکرم دوست جان
۱۶ دی ۹۵ ، ۱۲:۱۴ 💖 miss fatemeh 💖
عه عه عه عه کی گفته ته تغاریا لوسن؟ =|
پاسخ:

من که نبودم

:))

بذار خودش انجام بده، فقط از قبل رضایت خانوادت رو جلب کن و بگو از علاقه ی زیادته که این کارو میکنی
پاسخ:

فک کنم باید یه جلسه خونوادگی در غیاب اخوی تشکیل بدم

:))

۱۵ دی ۹۵ ، ۱۸:۱۰ گیسو کمند
منم یه دونشو دارم...الان کلاس نهمه. جونم برات بگه که پسرها خیییییلی دیر تغییر میکنن و خیییییییییلی سخت تغییر کردن رو میپذیرند و هر چی بزرگتر هم میشن کار سختتر میشه. داداشم از اول تا ششم خیلی به من وابسته بود هر کاری رو که میخواست انجام بده نق میزد و میگفت من از پسش برنمیام و بلد نیستم و این حرفها هم هنرهاش گردن من بود هم تدریس ریاضی . حالا کارهای عملیِ واجب هیچی توی مسابقات پرورشی و از این قبیل هم شرکت میکرد بعد همه ی کارهاش می افتاد گردن من و گاهی مامان. از لحاظ درس خوندن هم زیاد تن نمیداد چون آخرش برا ترم مامانم مینشست و از الف تا ی رو بهش درس میداد و این هر سال به خیال اینکه هر چقدر بیخیال باشه آخر سر کسی هست اشتباهاتشو درست کنه تمام سال رو همین طوری میگذروند. منم مثل تو بودم اگه میگفتم نمیخوام براش انجام بدم با هم حرفمون میشد و پوکر فیس میشدیم هممون.خلاصه سرتو درد نیارم با خودم اندیشیدم که چه کنم چه ها نکنم و این راه کارها رو در پیش گرفتم.

1. یه روز که داداشم مدرسه بود و من خونه بودم خیلی آروم و با مقدمه و مرتب نشستم و با پدر مادرم در موردش صحبت کردم. و براشون توضیح دادم که درست نیست بذاریم همیشه کارهاش گردن ما بیفته و با وجود بی خیالی و بی اهمیتی که به خرج میده همیشه با مشق کامل و کارهای بی عیب و نقص بره مدرسه. چون تا حالا هر چقدر هم بی اهمیت بوده ولی چون ما کارهاشو انجام دادیم و نمره ای ازش کم نشده و توی مدرسه توبیخ نشده , معنی مسولیت پذیر بودن و ارزش وقت رو نفهمیده و اگه بخواید این جوری باهاش ادامه بدید هر چقدر که بزرگتر بشه بدبختترمون میکنه و فردا پس فردا قراره دبیرستانی بشه و کنکوری بشه و دانشگاه و زندگی شخصی خودش, اگه از الان مسولیت پذیری رو یاد نگیره بعداً خیلی کنترلش سختتر میشه. باور کن پدر مادرها مفهمن ولی چون خسته میشن حوصله ی جر و بحث کردن رو ندارن و میخوان کارها همون موقع درست بشه بدون هیچ کل کل کردنی. برای گفتن این حرفها یه روزی رو انتخاب کن که پدر مادرت خسته نباشن و از لحاظ روحی آماده باشن.

(من سیاستم رو با داداشم از کلاس هفتم عوض کردم. فکر نکن کار ساده ای بود, هر چند هم قبلش حرفهای مورد 1 رو با پدر مادرم زده بودم و قول قرارهامون رو مشخص کرده بودیم ولی بازم یه وقت هایی میخواستن بزنن زیرش ( به خاطر خستگی و بی حوصلگیِ بعضی روزهای پر فشار) ولی من حرفم رو عوض نکردم و سر حرفهام موندم , دعوامون هم میشد حرفمون هم میشد ولی این اولش بود بعدش درست شد)

2. برای قدم اول یه دفعه رهاش نکن چون اینجوری عصبی میشه حالت تهاجمی بهش دست میده بعد پناه میبره به پدر و مادر و اون ها هم که کارشون دلسوزی کردنه و دوباره خر بیار و باقالی بار کن. برای همه توضیح بده که فقط توی کارهایی که سخت هستن و کار زیادی میخوان 50/50 کمکش میکنی یعنی اگه روزنامه دیواری باشه مثلاً طرح هارو تو بکش رنگ آمیزی بده خودش, و اما کارهای سبک مثل نقاشی رو حتماً بده به خودش انجام بده چون برای سال های بالاتر واقعاً مشکل ساز میشه. برای انشا هم میتونی براش توضیح بدی که چه طوری انشا مینویسن و حتی میتونی براش کتاب بخری, کتاب های خوبی مثل (انشا و نامه نگاری یاران/ تالیف: مصطفی ایلخانی زاده) و (انشا نویسی برای همه از دبستان تا دانشگاه/ تالیف: پونه بازرگان) هستن که میتونن براش خیلی مفید باشن. و به داداشت توضیح بده که من فقط قراره توی بعضی تکالیفت که سنگین باشن و زیاد باشن کمکت کنم و اگه خودت مسابقه ای شرکت کردی یا فعالیت پرورشی خارج از درس داوطلب شدی اینها رو خودت انتخاب کردی و تکلیف و واجب نیست, پس مسوولیتشو خودت باید تحمل کنی نه کس دیگه ای. به پدر و مادرت هم اینا رو حتماً بگو. و حتماً برای همه توضیح بده که کارهای سبک که قراره فقط خودش انجام بده چه کارهایی هستن و کارهای سنگین و زیاد که قراره توی انجامشون کمکش کنی چه کارهایی هستن. تا حساب کار دست همه بیاد.

3. کارهایی رو که باید خودش انجام بده رو حتی اگه تا دقیقه ی نود انجام نداد اصلاً اهمیتی نده, حتی اگه پدر و مادرت حرفی زدن بگو من از اول گفتم و حرفهامو زدم و شما هم قبول کردین. چون اگه یه بار فقط یه بار زیر قول وقرارهات بزنی نه تنها همه ی کارها رو خراب میکنی بلکه یه امیدی بهشون میدی که هر بار توی تنگنا قرار بگیره نجاتش میدی و کارهاشو انجام میدی و شروع از نو هم خیلی سختتر میشه. یکی دو بار که با کارهای ناقص اثر سهل انگاریِ خودش بره و منفی بگیره حساب دستش میاد و جدّیتر میشه.

4.به پدر مادرت بگو که وقتی تکلیفش رو خودش کامل انجام داد حتماً لفظی تشویقش کنن و وقتی تو نیستی بهش بگن دیدی چه قدر خوبه خودت کارتو انجام دادی منت خواهرتم نکشیدی( پسرها از این جور باد کردنهایی خیلی خوششون میاد). و هر وقت کار خیلی گنده ای رو انجام داد با یه جایزه تشویقش کنید. مخصوصاً اگه جایزه از طرف تو باشه خیلی بیشتر تاثیر خودشو میذاره من اینو خودم تجربه کردم.

خب اینم از راه کارهایی که خودم به کار بردم و خدا رو شکر نتیجه دادن. یعنی داداش من از آدمی که اصلاً مداد رنگی دستش نمیگرفت و همش بهانه میاورد الان خودش نقاشی و سیاه قلمهاشو میکشه و هر بار که نمره میگیره بهش یادآوری میکنم که چقدر خوبه که خودت کشیدی و تحسین معلم همش مال خودت شد. بد نیست هم مثل من بهش بگی که بهش افتخار میکنی و خوشحالی که همچین داداشی داری.
تازه ریاضی رو اصلاً طرفش هم نمیرفت کاری کردم که سر کلاس شیش دانگ حواس جمع بشینه گوش بده چون میدونه که من دیگه کمکش نمیکنم. حالا دیگه خودش به من میگه برام کتاب کار بخر میخوام حل کنم تا بدونم اشکالم کجاست.

امیدوارم راه کارهام مفید واقع بشه :)

پاسخ:

راه کار ها و توضیحاتت عالی بود و فوق العاده. حتی می تونم بگم محشر بود.

خیلی خیلی ممنونم ازت بابت وقتی که گذاشتی. سعی می کنم در گذر زمان همه رو عملی کنم.


۱۵ دی ۹۵ ، ۱۶:۰۶ محمود بنائی
فکر میکنم کم کم داره دیر میشه و شخصیتش داره شکل میگیره. شاید این وابستگی با کم رنگ شدن کمک های شما و اجبار برادرتون؛ کم رنگ بشه و دادن انگیزه و تشویق بعد از کاری که انفرادی انجام میده باعث میشه بیشتر به خودش تکیه کنه.
پاسخ:
دقیقا همین طوره . منتها مساله اینه که باید 4 نفری با هم هماهنگ باشیم.
۱۵ دی ۹۵ ، ۱۴:۲۷ محمد حسین
لوسش کردین با این تعاریفی که کشیدم
پسری که بعد از چند تا دختر بیاد به شدت ننر و چندش آور میشه
نمونه اش پسرخاله خودم :///
پاسخ:

ته تغاری ها همیشه لوس هستن

:دی

همچین گفتین چند تا دختر حس کردم یه ایل خواهر دارم

:))))

۱۵ دی ۹۵ ، ۱۲:۲۲ بانوی عاشق
سلام بعنوان خواهری دلسوز و همه کارکن،بهت میگم ک براش کاری نکن
چون اونوقت مث داداش من وابسته می مونه،درحدی ک ترم یک صنایع چوب از دانشگاه کرمان ب من ترم چهار نرم افزار دانشگاه زاهدان زنگ میزنه ک براش ی تحقیق درمورد تیغ های برش مختلف انجام بدم
ومن اونحا رای اولین بار بهش ن گفتم و خب خیلی سختش شد
واسه همین میگم تو نکن
من درحدی بودم ک دایی زاده ها و خاله زاده ها خونه ی ما پلاس بودن با انواع یوالات و روزنامه دیواری و کاردستی😲
پاسخ:

اوووه تو این فاصله هم به فکر این بوده تو کارشو راه بندازی

:))

خدا حفظش کنه برات.

چشم. حتما سعی می کنم روش  کار کنم

۱۵ دی ۹۵ ، ۰۹:۳۶ 💖 miss fatemeh 💖
راستش هیچ تخصصی در این زمینه ندارم!بزار ببینم بقیه چی میگن :دی
پاسخ:
حرفای گیسو کمند عالی بود
نظر کارشناسی؟ کو کارشناس...
پاسخ:
کارشناس های خوبی پیدا شدن اتفاقا
۱۵ دی ۹۵ ، ۰۲:۵۸ عاشق بارون ...
چرا باید کاردستی تو خونه درست بشه؟! چه معلم هنریه آخه! کاردستی و کارای هنری باید تو همون ساعت هنر انجام بشه! یعنی معلم ها بعد این همه سال نفهمیدن که کاردستی ها ساخته ی خانواده ها و تحقیق ها به لطف کافی نت هاست؟ به نظر من تقصیر بچه ها نیست! یکی باید معلم ها رو توجیه کنه! که هم در حد توان بچه کار بخوان و هم توی زنگ مربوط به خودش تو مدرسه! نه برای خونه!
پاسخ:

این حرفاتو بده به آب طلا بنویسن و به معلما نشون بدن

بلکه یاد بگیرن

خب من که در این زمینه تخصصی ندارم، واقعا شرمندم :)
چون ابدا تو این موقعیتا نبودم.
پاسخ:

معلومه. شما بیشتر بهت می خوره ته تغاری باشی

:))))))

۱۵ دی ۹۵ ، ۰۰:۵۱ در دستان لرزان باد (ر.کازیمودوی سابق)
فعلاً دارم فکر می‌کنم "درِ اتقا"چیه
پاسخ:
درِ اتاق.
اصلاحش کردم
:دی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی