بــــــــاز آی

سلام دوست من...

۱۷آذر

اول کمی صغری بچینم:

صبح ها کمی دیر از خانه بیرون می زنم و به تبع کمی توی ترافیک اول صبح معطل می شوم. البته زیاد نیست. در حدی که طی کردن مسیر دو دقیقه ای، ده دقیقه طول می کشد. گذر از این ده دقیقه برای ما که مثل اکثر شهرهای بزرگ عادت به ترافیک نداریم، حوصله سربر است. و سستی و کرختی اول صبح را بیشتر می کند.

یکی از همین روزاها که سوار تاکسی بودم و گرفتار ترافیک، در ذهنم به عضلاتم کش و قوس می دادم تا خواب از سرم بپرد ولی یکهو راننده با حرکتی غافلگیر کننده خواب از سرم پراند.

چند دقیقه ای تا رسیدن به میدان مانده بود که بر خلاف همیشه از یک بریدگی دور زد و در مسیری عکس مسیر معمول قرار گرفت.

طبق عادتم سکوت کردم تا ببینم راننده چه می کند.

دور زدنش که تمام شد، دنده عقب به سمت میدان پیش رفت.

راستش از این کارش ذوق کردم. زمان رسیدنمان به مقصد به کمتر از نصف رسید و از معطلی بیهوده هم خبری نبود. کار راننده جوان در نظر من قابل تحسین بود.

روزهای بعد هم با همچین موردی برخورد کردم. تعداد محدودی از راننده ها از این میانبر استفاده می کردند، شاید در دو ماه گذشته سه یا چهار نفر. اما همان سه یا چهار مورد هم برای سستی صبحگاهی نقطه عطفی بود.

و حالا کبری می چینم:

اما قصدم از این همه زیاده گویی:

توی زندگی گاهی به یک تکرار و روزمرگی دچار می شویم که به هر دری می زنیم نمی توانیم از زنجیر روزمرگی رها شویم.

تلاش می کنیم ولی ابر و باد و مه و خورشید دست به دست هم می دهند که از جایی که هستیم قدمی به جلو برنداریم.

نه این که بگویید به صلاح نیست و از این حرف ها. بعضی چیزها هدف زندگی هستند. بد نیستند. از نظر خدا هم بد نیستند. منتها نمی شود. می فهمید چه می گویم؟

این لعنتی نمی شود.

هر قدر که دست و پا می زنم و این در و آن در می زنم نمی شود.

اینجاست که زندگی یک میانبر لازم دارد. از همان بریدگی و دنده عقبی که راننده ی جوان استفاده کرد.

زندگی ام به یک میانبر نیاز دارد. میانبری که با مواجه شدن با آن از ته دل ذوق کنم و شاد شوم.

۹۵/۰۹/۱۷ موافقین ۴ مخالفین ۰
گمـــــــشده :)

نظرات  (۹)

۲۰ آذر ۹۵ ، ۱۶:۳۱ قاسم صفایی نژاد
میانبر غیرقانونی!
پاسخ:
گاهی وقتا لازمه
:دی
جا داره از پشت همین تریبون گواهینامه‌ی شما و راننده توقیف بشه :دی
پاسخ:

من که گواهینامه ندارم ولی موافق توقیف گواهینامه راننده هم نیستم

:))

تا حالا اینجوری شده که حس کنی به میان بره رسیدی بعد یهو بفهمی اشتباه بوده؟
امیدوارم برای هیچ کس پیش نیاد
پاسخ:
منم امیدوارم
چه صغری کبری قشنگی چیدی
خوشم اومد از تعبیرت
امیدوارم میانبرت رو پیدا کنی
پاسخ:
ممنونم بانو
ان شاالله
بی قانونی غیر قابل توجیهه
دیگه قوانین رانندگی رو بدون چون و چرا باید رعایت کرد !
پاسخ:
:))
خب اینم حرف درستیه
۱۷ آذر ۹۵ ، ۲۲:۱۲ مردی بنام شقایق ...
سلام

این که میانبر نیست که! خلافه خانم مهندس

میانبر رو تاکسی های تهران خوب بلدن
میندازن کوچه پس کوچه ها و مسیر نیم ساعته رو ده دقیقه ای میرن
پاسخ:
سلام.
خلاف بدی هم نیست ها.
چون آسیبی به کسی نمی زنه.
از کوچه هم می رن ولی باز اون مسیر انتهایی فقط با دنده عقب حل می شه
:))
۱۷ آذر ۹۵ ، ۲۱:۳۶ خانم فـــــ
تو رشت میدان مصلی هم همین رویه رو دارن تاکسی ها
پلیس هم هست
خیلی هم عالی!
:)
پاسخ:
به نظرم خیلی حال می ده
:))
۱۷ آذر ۹۵ ، ۲۱:۰۰ آقاگل ‌‌‌‌
آهان. حالا که صغری کبری گرفتید منم یک نتیجه بگیرم. :دی از این جهت که گفتن تز+آنتی تز!
آنتی تز هم میشه اینکه :
صغری:
اگه سر همون میدون یک پلیس وایساده بودا. اون راننده به خودش جرئت هم نمیداد دنده عقب بره.

کبری:
میانبر خوبه. ولی حواسمون باید باشه که میانبر و بریدگی که میریم یک موقع کار دستمون نده! چون ممکنه یکبار تصادفا پلیس زندگی سر راهمون قرار بگیره و نتیجه این همه میانبر زدنا بشه یک جریمه سنگین توسط زندگی!

:)))

.
اگه خواستید و مثل ما از این شب طولانی خسته بودید بیاید اون طرف برنامه مشاعره با عکس آواتار داریم:دی
پاسخ:
یه پلیس ایستاده منتها میدون از بس شلوغه و اون قسمت از بس ازدحامه که خوشحال هم می شه یکی دو تا ماشین ترافیک کمتری ایجاد کنن
با کبری موافقم
:))
++اومدم.
۱۷ آذر ۹۵ ، ۲۰:۵۹ بالای آسمان
خیابونی که دنده عقب میرفت شلوغ نبود؟
پاسخ:
نه بر خلاف اون سمت به شدت خلوته

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی