بــــــــاز آی

سلام دوست من...

۰۹آذر
دو روز پیش از طرف شرکت یه آگهی استخدام کمک نقشه بردار توی روزنامه زدن. روز اول تماس زیادی نداشتیم. فقط 4 نفر.
دیروز هم که تعطیل بود. ولی امروز از صبح دارم تلفن جواب می دم. حدود 40 تماس داشتیم.
کمک نقشه برداری شغل خیلی نون و آبداری نیست. روزمزد حساب می کنن و اگه هر 30 روز ماه کار باشه که نیست با احتساب روزی 30 هزار تومن دستمزد، می شه ماهی 900 تومن. البته کارش هم خیلی سخت نیست. ولی به هر حال ممکنه تمام وقت فرد رو بگیره.
یکی از کسایی که تماس گرفته بود می گفت: «ارشد عمران هستم. هر نرم افزاری که فکرشو بکنید بلدم. ETABS, SAFE, SAP و...
الان دارم کار تحقیقاتی و پایان نامه انجام می دم. ولی خودتون در جریانید که درامد زیادی نصیبم نمی شه. باور کنید شاگرد اولم. دنبال کسب تجربه ام. بهشون بگید زود یاد می گیرم.»
یاد روزهای اولی افتادم که خودم دنبال کار می گشتم. تازه میزان توانایی هام به اندازه ی این آقا نبود و خیلی سطح پایین تری داشتم. و به حداقل حقوق راضی بودم.این آقا اگه می تونست یه کار مناسب با حرفه اش پیدا کنه حداقل درامدش در ماه دو میلیون تومن بود. ولی به نصف نصف این مقدار هم رضایت داشت.
امروز داشتم از سر بیکاری های اجباری شرکت گشتی توی سایت شعبانعلی می زدم. که به این پست برخوردم.
اون طور که من فهمیدم محمدرضا می خواد بگه وقتی فرصتی به دست میارین خیلی هول نشین. کمی صبر کنید. فکر کنید. ببینید الان وقت استفاده از این فرصت هست یا نه؟ این طوری نباشه که از هول حلیم بیفتین توی دیگ.
خب محمدرضا حرف درستی می زنه. حرفشو قبول دارم. ولی این رو هم می دونم که وقتی مدت زیادی از خواسته به حقِت دور میفتی به شدت تشنه می شی و اگه از دور سرابی از آرزوی همیشگیت ببینی به سرعت به سمتش هجوم میاری! دیگه یادت می ره فکر کنیو موقعیت رو بسنجی!!
فراموش می کنی که آیا درسته با این همه دانش و وقتی که در گذر زمان برای آموختنشون صرف کردی، به حداقل موجود رضایت بدی؟
از طرفی اگه رضایت ندی چطوری می تونی این حجم دانِشِت رو یه جایی هرچند محدود به کار بگیری؟
گاهی فکر می کنم این تشنگی بیش از حد ما و این قانع به کم بودن های ما باعث شده که اوضاع روز به روز بدتر بشه.
و قسمت وحشتناک ماجرا اینه که اگه من خودمُ کنترل کنم و به طعمه ی دلخواهم با حداقل امکانات حمله ور نشم حتما نفر بعدی این کار رو می کنه و دستم توی پوست گردو می مونه. البته لازمه بگم همین جمله من هم خودش نوعی  فرار از فرصت سوزی هاییه که تبدیل به فرصت طلبی می شه و محمد رضا به خوبی شرح و بسطش داده.
++تماس گرفتن 40 نفر آقا توی رنج سنی 25 تا 35 برای کاری با حداقل حقوق و مزایا و بدون بیمه نشون می ده که....



۹۵/۰۹/۰۹ موافقین ۵ مخالفین ۰
گمـــــــشده :)

نظرات  (۹)

خیلی دردناکه میفهمم چون خودم کشیدم خیلی بده بیکاری اونم درس خونده باشی زحمت کشیده باشی :(
پاسخ:
بیش از حد تاسف برانگیزه
امروز یکی شون تقریبا التماس می کرد
:|
۱۰ آذر ۹۵ ، ۲۲:۵۳ محمود بنائی
سلام
خوبی؟
کاملا با نظرت موافقم و به نظرم از کوچکترین فرصت ها برای تبدیل به احسن شدن استفاده کرد. البته نظر شعبانعلی درسته ولی در شرایطی که یک چیزی باشه مثلا شما توی نقطه یک باشی و نباید برای رسیدن به نقطه دو هول بشی چون ممکنه به نقطه صفر برگردی ولی وقتی توی نقطه صفری دیگه حول شدن و ریسک معنی نداره باید رفت.
پاسخ:
سلام..ممنونم شما چطوری مهندس؟
خوب راستش فک کنم درست می گین
:))
اومدم اعتراف کنم منم همچین هستم....: دی یا تا نصفه میخونم بعد حوصلم نمیکشه🙈
پاسخ:
:))
عیب نداره درد همه گیره
:دی
این موارد که خیلی زیاده متاسفانه.حتی ماهی 500 تومن هم بهتر از بیکاریه
پاسخ:
ماهی کمتر از اینم بهتر از بیکاریه مریم جان
:))
۰۹ آذر ۹۵ ، ۲۳:۰۹ آقاگل ‌‌‌‌
چی بگم؟ منم یکی مثل همون آقا پسرم!
پاسخ:
یعنی تا این حد اطلاعاتت بالاست؟
حیف امکاناتشو ندارم یه کاری راه بندازم کل بلاگرا دور هم جمع بشم پول دربیاریم
:|

لینک اون وبلاگی رو که زدی نخواندم
الان شرایط ما یجوریه بین بد و بدتر باید انتخاب کنیم به قول خودمانی صبرمان بُرید. اون برا کسی میگن که یه شرایط خوب داره و به دنبال یه جایگاه بهتره
بعد کدام حجمی از علم ؟ به لطف سیستم آموزشی تو این مملکت همه ش تئوریه حجم عظیمی از کتابای سختی که با جان کندن خود خوان مبخوانیم پاس میکنیم ،دانشگاه که دیدی تقی به توقی بخوره دانشحوا هی هودشان تعطیلش میکنه ، تازه اونام با استادی رو راست بگم با پارتی بازی آمدن و بی سوادن
بخدا دلم برا خودم و جوانای این مملکت میسوزه هیچ خوشی ندارن،بی پولی ، هرجا میرن دنبال کار سابقه میهواد
خدا خیرشان بعد طرف23/25 سالع ش تازه قارغ التحصیل شده سابقه 7/6 ساله از کجا بیاره ،از دبیرستان: |
داییم با لیسانس و سابقه ی چند سال متاهلم هست از کارخانه عذرش خواستن.. بماند چقدر قسط داره و بی کس بودنش بی هیچ ساپورت مالی

قطعا هم همینطوریه تو نری آدمی دیگه میره حتی قلبا هم راضی نباشه
حیف خانواده اینجا رد میشه وضع سه نقطه شده:|
دیگه اشاره نکنم به او مونریلی که زدن مگه نوه ی من ازش استفاده کنه: |
پاسخ:
نوه؟ دلت خوشه ها
نبیره خواهرزاده ات هم بعید می دونم بتونه ازش استفاده کنه
:دی
کار کردن هم زمان با تحصیل شده برام یک رویا ! پیدا نمیشه و اگر هم پیدا بشه اجبارن باید از درس کم بزاری.
پاسخ:
دقیقا یکی از مشکلاتش همینه

بدبختن اینا دیگه... والّا! یه پارتی بازی بکن شما.
پاسخ:
به نظرم بدبخت واژه مناسبی نیست میرزا. بیشتر عاصی هستن از شرایط بیکاری
۰۹ آذر ۹۵ ، ۱۶:۰۳ منتظر اتفاقات خوب
اگه تو دوران دانشجویی بتونیم از هرفرصتی استفاده کنیم و به حداقل ها رضایت بدیم. کلی کسب تجربه و سابقه کار میشه و برای بعدها خیلی به درد می خورده.
حالا خیلی ها برای فرار از صفر به حداقل ها راضین.
پاسخ:
واقعیت اینه در جامعه امروز ما تمهیداتی برای کار دانشجویی (یعنی کاری مرتبط با رشته تحصیلی همزمان با تحصیل) اندیشیده نشده و این که من یا شما یا هر کس دیگه ای از بیرون قصه بگه برین دوره دانشجویی کار کنین مشکل حل نمی کنه چون حل نمی شه باید یه حداقل امکاناتی باشه. مثل جایی که بپذیره یک دانشجو براش کار کنه. که تعدادشون خیلی کمه

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی