بــــــــاز آی

سلام دوست من...

۲۱شهریور

1) داشتم در معیت خونواده دور همی می دیدم که:

پدرم:هر شب ساعت 9 مدیری می ده؟

الی جون: بله پدرم

+(با تحکم) ما می خوایم ساعت 9 سریال ببینیم.(همین سریال کره ای که جدیدا داره از شبکه 3 پخش می شه)

الی جون: باشه خب. حالا بیا چشامو دربیار.

من: :)))

بابا: :/

الی جون: ^____^

2) تجربه دیگران به من ثابت کرده جنبه شکست عشقی ندارم. اینه که هر کس در مورد عشق دوران جونیش برام حرف می زنه که دست بر قضا به عشقش هم نرسیده ته دلم خالی می شه و البته در دم با خودم می گم همون که بعد از ازدواج به صورت کاملا سنتی به طرف مقابل عادت کنی و مجبور بشی دوستش داشته باشی شاید گزینه بهتری باشه.

3) یک عالمه عکس خوشگل دارم که دلم غنج می ره با دیدنشون. خیلی دوست دارم شماها هم ببینید. ولی فعلا امکاناتش نیست. ازین عکس های من و رفیقم همین الان یهویی نه ها. مثلا این. یا عکس های دو پست قبل. اصولا انگیزه من از مسافرت های آخر هفته همانا عکاسی و یافتن سوژه در طبیعت با دوربین گوشی الی جوون یا تب لت برادر جانمه. خیلی باحاله که خودم هنوز یه گوشی نرمال ندارم که بشه باهاش عکس گرفت و توی اینستا گذاشت.

4)یه ازمون استخدامی جدید در راهه. من که به عقلم نرسید ولی دوستان می گفتن حربه یا هربه ی انتخاباتی جدید رئیس جمهور عزیزمون برای رای اوردنه. حربه باشه یا هربه، هرچند دور از اخلاقیات هم باشه اما بدم نمیاد از این آب گل الود ماهی بگیرم. فقط دارم به این فکر می کنم این تعداد فرصت شغلی برای خانم ها توی جامعه ای که اکثر مردهاش دارن خیابون متر می کنن یعنی آمار ازدواج از این هم به تبع اش پایین تر میاد.

5) این روزا حس می کنم در اینده دور یا شایدم نزدیک به خودم افتخار می کنم. دارم از الان به خاطر اون روزها به خودم تشویقی می دم. دی:

6) یه بنده خدایی عضو شورای شهر یکی از شهرستان های کرمانشاه بود. داشت می گفت که: به نظر شما بهتر نیست به جای این که خون بریزیم درخت بکاریم؟ حتما باید یه موجود رو بکشیم؟

و خلاصه خیلی خزعبلات دیگه. چون قبلش داشت در مورد فضای مجازی صحبت می کرد مطمئن بودم داره نقل به مضمون یکی از همین کانال های تازه به دوران رسیده رو برام نقل می کنه. به روش نیاوردم. ولی خب رو دلم موند بگم ما روز درختکاری هم داریم خب. حالا گیر دادین به این گوسفند زبون بسته؟ گذشته از این تجربه دیگران به من ثابت کرده ما هر کاری بکنیم حتی اگر تماما منفعت هم باشه باز هم یک عده روش فکر مآب پیدا می شن که چند ایراد براش پیدا کنن و یه عده هم تفکرشونو رواج بدن.

7)عیدتون مبارک.امیدوارم بهتون خوش بگذره.

8)امسال کسی دعتمون نکرد. وسع قربونی کردن رو هم نداشتیم و نداریم. دارم فکر می کنم فردا رو بریم کجا که برای عکاسی سوژه داشته باشم. هفته ی پیش اینجا بودیم. این پایینو می گم.

:))

۹۵/۰۶/۲۱ موافقین ۴ مخالفین ۰
گمـــــــشده :)

نظرات  (۱۵)

سلام.به خدا شما خانم ها با اینکه از این آب گل آلود ماهی زیاد گرفتید اما این قضیه رو میدونید و حداقل یکی از هزار تا که شما باشید صادقانه برگشتید گفتید:

{ این تعداد فرصت شغلی برای خانم ها توی جامعه ای که اکثر مردهاش دارن خیابون متر می کنن یعنی آمار ازدواج از این هم به تبع اش پایین تر میاد. }

به جان خودم هیچ مردی و مسئولی به خرجش نمیره این حرف ها من خیلی وقته دارم میگم به همه گفتم خیلی هم حرص خوردم ولی فایده نداشت.

البته این رو هم بگم ها، دلیل اصلی بدبختی و بیکاری ما مرد ها فقط مسئولین هستند.

خدا خیرت بده که باز باورت رو صادقانه میگی خدا یه همسر صادق نصیبت کنه.الهی آمین

آخه خیلی حرص میخورم وقتی که میگم تو این همه بد بختی و بیکاری جز عده معدودی زن که سرپرست خانواده هستند چرا باید به خانم ها باز کار بدهند در حالی که در جامعه ما رسمه مرد بره خواستگاری ولی مرد ها در این مخمصه ی بیکاری گرفتار اند و آمار ازدواج رو به کاهشه.
باور کنید بار ها به تلفن های صدا و سیما زنگ زدم گفتم توی سایت خبرنگاران جوان گفتم ولی منعکس نکردند.لعنت بر اون ها.پرده پوشان حقیقت یه روزی به بد تر از روز من میفتن
پاسخ:
سلام. ببین علی آقا وقتی از کارشناسی  فارغ التحصیل شدم با خودم گفتم بشینم خونه جای کس دیگه ای رو اشغال نکنم. نهایت تغییر رشته می دم خودم یه کاری برای خودم راه میندازم
ولی همه چیز اون طور که ما می خوایم پیش نمی ره
دو سال خونه نشین بودم. میلی نداشتم پا تو کفش مردها کنم. ولی دیگه از تحملم خارج شد.
برای همین دنبال کار گشتم. یه کار پیدا کردم با حداقل خقوق. که البته همین هم نسبت به سایر جاهایی که رفتم برام حکم شاه نشینو داره.
خودمم اذیت می شم که دارم با پول کم کار می کنم ولی چاره نیست.
کاریش نمی شه کرد.
خوب می فهممت. بیکاری خیلی خیلی بده. به خصوص برای یه مرد. مرد رو با کارش میشناسن.
اما شرایط جامعه ما طوری شده که  داره به فنا می ره. خودمم دیگه نمی دونم چی درسته چی غلط. فقط می دونم برای گذران زندگیم هم از لحاظ روحی هم مادی نیاز به کار دارم و داشتم.
+واقعا امیدوارم آه مون دامنشونو بگیره.
من فقط باید بخندم و دلم اب شه با پستای تو خب یسرا :))
پاسخ:
خب پس من به هدفم رسیدم.
:))
خوبی نگینم؟
ما تو چنین‌ جایی بودیم تقریبأ!
پاسخ:
واقعا؟
خیلی باصفاست
:))
(: عکسو عجیب دوست داشتم
پاسخ:
قابل شما رو نداشت
:)
ع خب شد گفتی دورهعمی ساعت 9 میده: )) من خیلی کم میبینمش
عاقا عجب جای رفتین هفته ی پیش: )
توکلت به خدا انشالله هر چی خیره اتفاق بیفته این ازمون استخدامیه ثبت نام کن ایشالا شیرینی استخدامی رسمیت: ) الهی آمین
این دسته آدمای ه ع یکی دیه الگو برداری میکنن تز روشن فکری میان باید با میخ بزنی قد دیوار هفتا شتا بزنی تو گوشش جوری که اون چار تا استخوان تو دهنش خورد بشه انقدرخرص اینا میخورم: |

پاسخ:
ببینش قشنگه.
جای تو خالی. خیلی خوب بود
ان شاالله. مرسی دوست گیان
این خط اخرت خیلی باحال بود. خیلی خندیدم
:**
۲۲ شهریور ۹۵ ، ۰۷:۵۴ منتظر اتفاقات خوب
جای دنجی به نظر میاد.
شغل واسه خانما بیشتراز آقایون هست واقعا. البته شاید بحث درآمد هم مطرح باشه. آقایون درآمدی متناسب با اداره کردن یه خونه می خوان و اغلب خانم ها درآمدی به عنوان کمک خرجی.
پاسخ:
بحث دقیقا همون حقوقه عزیزم.
یه مرد که نمی تونه با ماهی 500-600 تومن گذران زندگی کنه
اگه خانم ها کارهای با حقوق کم رو قبول نکنن کارفرما هم مجبور میشه آقایون رو استخدام کنه ولی در کل ممکن نیست
بی خوابی بد دردیه به خصوص وقتی نیاز به خواب داری و نباید کار نادونی بکنی
پاسخ:
آخ گفتی...ئظرت چیه گوسفندا رو بشماریم؟
:))
عیدت مبارک: )
مگه دور همی رو هرشب میده؟!!!
پاسخ:
همچنین.
آره تا مهر گویا هر شب میده
همچین از قربونی شدن گوسفند ناراحت میشن انگار اون جونور اگه قربونی نشه قراره اتم بشکافه! اول و آخرش قراره خورده بشه دیگه، حالا چه اشکالی داره به بهونه عید باشه؟ والا :)
پاسخ:
همینو بگو..
والا
:))
چرا این سریال های کره ای تموم نمیشن؟! همشون هم عین هم هستن :|

عکس عالیه :)

عیدت مبارک عزیزم؛ ))
پاسخ:
اتفاقا خوبه نگار بانو
خیلی وقته با خونواده فیلم ندیدم.
++ممنونم عید شما و مادر گل تون هم مبارک باشه
:)
۲۲ شهریور ۹۵ ، ۰۰:۲۵ مــیـمـ‌‌‌‌ ‌‌‌‌
:)
چه عکس با حس و حالی
ولی درک نمیکنم اونایی که قربونی رو مذمت میکنن
نفس این عمل خیلی پسندیده اس:)))
ایشالا شما و ما جمیعا وسع قربونی رو داراباشیم
پاسخ:
قابلی نداشت
والا منم نمی دونم
انشاالله
:)
ای وااااای، چه جای دلی :-)
پاسخ:
خوراک خودته دکتر
:))
۲۱ شهریور ۹۵ ، ۲۳:۳۱ بهار مینویسد
چه عکس حس خوب بده ای *_*
+
من نه با این دوستی ها و اینا موافقم نه با ازدواج سنتی ، یه چیزی حد وسط :دی
پاسخ:
راستش خودمم نمی دونم با چی موافقم
:))
خب یه وقتایی صد تا درخت هم بکاری رفع بلا نمی شه... نمونه اش وقتایی که چند نفر پشت سر هم فوت می کنند توی یه خونواده و به اصطلاح یه خونی می ریزن که رفع بشه این مداومت فوت ها. هر چند هیچ خوشم نمیاد جلو چشم ملت گاو و گوسفند و شتر می کُشند.

استخدام ها هم چی بگم؟ نسل ما رو چه دختر و چه پسر بدبخت کردن اون وقت حالا استخدامی می زنن تندتند. همسن و سال های من رد شده سنشون از حداکثر سن توی آگهی ها:)
پاسخ:
سن من هم داره کم کم میگذره از حداکثرشون
:/
گمشده باز داری از این عکس خوشگل ها میزاری ها :)) دلم خواست خب :| اصن تو مراقب دل من نیستی :/
پاسخ:
دیگه کاریه که از دستم برمیاد.
:))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی