بــــــــاز آی

سلام دوست من...

بایگانی
۲۵مرداد

بیدار که می شد بی صدا وضو می گرفت، نمازشو می خوند. زیر کتری آبو روشن می کرد. لباساشو می پوشید. چایی درست می کرد.

سفره پهن می کرد و ظرف کره و مربا و بسته نون رو از یخچال بیرون میاورد و می نشست به صبحانه خوردن.

تموم این کارها رو طوری انجام می داد که کسی بیدار نشه ولی من تمام مدت بیدار بودم. صبحونه شو که می خورد، موهاشو جلو آینه شونه می کرد و می رفت سرکار.

همه اون روزها دلم می خواست روزی برسه که من همه این کارها رو بی صدا انجام بدم و اون خواب باشه.

نمی دونم چرا این آرزو رو داشتم ولی کیف می کردم به همچین درجه ای برسم. اون موقع رسیدن به همچین درجه ای برام خیلی دور از ذهن بود.(حالا کسی ندونه فک می کنه دارم حقوق میلیاردی می گیرم از بس کار کار می کنم. والا)

الان به آرزوم رسیدم و فکری ام که قانون جذب چرا فقط  برای این آرزوم به ثمر نشسته!

یه مورد دیگه هم هست. رسیدن به همین آرزو با قانون جذب حداقل دوازده-سیزده ساال طول کشیده.

فکری ام وقتی به آرزوی 14 سالگیم رسیدم چرا هنوز به آرزوی 9 سالگیم نرسیدم؟ یا مثلا ممکنه آرزوی 4 سالگیم برآورده شده باشه و خودم ندونم؟

یا ممکنه از آخر به اول به آرزوهام برسم؟ یعنی اول آرزوی 14 سالگی، بعد آرزوی 13 سالگی، بعدش 12 سالگی و همین طور تا یک سالگی.

البته بعید می دونم اون موقع تو فکر آرزوهام بوده باشم.

به نظرتون اگه همین الان یه آرزو داشته باشم باید 12-13 سال صبر کنم تا تحقق پیدا کنه؟

توجه کردین آرزوهای بچگیامون خیلی انسانی تر و عام المنفعه تر از آرزوهای الانمونه؟

۹۵/۰۵/۲۵ موافقین ۵ مخالفین ۰
گمـــــــشده :)

نظرات  (۱۰)

وقتی یمرسی به یه جایی که میدونی یه عده راحت میان میخوننت، و تو هم راحت میتونی حرف بزنی، دقیقا همون وقتی که متوجه شدی که هرچی که تو مغزت میگذره رو باید بنویسی، ساده یا پیچیده- سخت یا آسون- رنگی یا خاکستری، تازه اون وقتیه که باید نگران باشی. چون ممکنه هر آن بشی مثل من . اونوخ میمونی تو و خماری و یه وبلاگی که جلو چشماته ولی امکان آپیدنشو نداری. به مطلبت ربط داشت
پاسخ:
در این حالت مثل معتادی هستم که بهش مواد نرسیده.
برای کمک به خودم خزعبلات ذهنیمو یه گوشه می نویسم که تشنگیم کمی برطرف بشه
باز شما دستت توی کاره اکانت میلیونی هم داری می کشی از سیستم که .. ماشالا
آرزو وقتی دست یافتنی میشه که تبدیل شه به هدف .. اونم نه هدف بلند مدت، چون میشه مثل نردبونی که چنتا پله بالاتر از پله ای که ما روش ایستادیم شکسته و سخته خودتو به بالاش برسونی. تو راه همون هدف بزرگ هدفای کوچیک بساز .. اصل کارمون همینه دیگه.. نه؟
پاسخ:

احتمالا.

شاید

نمی دونم.

از هدف های طولانی خوشم نمیاد.

:|

ارزو اگه راحت براورده میشد دیگه اسمش ارزو نبود:دی
پاسخ:
چی بگم.
:)
۲۵ مرداد ۹۵ ، ۱۸:۵۱ دختر اسمانی
چه پیچده /:
پاسخ:
:))
من از بچگی دوست داشتم بستنی فروش بشم :))
پاسخ:
من یادم نیست دوست داشتم چه کاره بشم.
دی:
نه! به نظرم زودتر میشه. البته اگه در حد آرزو نباشه و براش تلاش کنیم...
پاسخ:
خدا کنه.
:))
من زیاد ارزو های بچگیم یادم نیس

ولی به دو تا از مهمتریناش هرگز نرسیدم

فکرم نکنم برسم!

ولی اروزهای محالیم نیستن نکته اینجااااس
پاسخ:
شاید هنوز وقت هست. امیدوارم بهشون برسی
:)
من که اصلا دلم نمیخواد فک کنم آرزوهام 12 سال بعد به وقوع بپیوندن... چون اون موقع دیگه لازمشون ندارم!!!
تو بچگی هم یادم نمیاد آرزویی داشتم!!!
پاسخ:
خخخخخخخ..
اینو خیلی خوب گفتی شاداب.
ولی بعضی آرزوها به زمان نیاز دارن
قانون جذب رو شدیدا باور دارم ولی نمیدونم چرا روش تمرکز نمیکنم:)) اون زمان که کتابشو خوندم و امتحانش کردم به طرز خیره کننده ای جواب میداد امتحانایی که ازش میکردم!
ولی خودت به طولانی بودن یا نبودنش فکر نکن، شاید همین ماه اصن :)
پاسخ:
گاهی که یه چیزو واقعا می خوایم جواب می ده. ولی خیلی طول می کشه برای من.
:|
۲۵ مرداد ۹۵ ، ۰۹:۴۴ آقاگل ‌‌‌‌
باز خوبه رو زمین زندگی میکنیم! اگه رو کره ماه یا مریخ بودیم که قدرت جاذبه از اینم کمتر بود! اصلا معلوم نبود سیب که از درخت جدا میشه میخوره تو سر نیوتن یا نه! بعد اگه خورد اینقدر دردآور هست که بیدارش کنه؟
بعد دیگه فکر کن در اون صورت همین قانون جذب و جاذبه که 13سال برا یک آرزوی کوچیک صبر کرده دست کمش 50سال طول میکشید!
پاسخ:
خخخخخخخخخخ. خیلی خندیدم آقا گل. ممنون بابت این کامنت.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی