بــــــــاز آی

سلام دوست من...

۲۸بهمن

یه استکان چایی برای خودم ریخته بودم. آمدم سمت لپ تاپ که کارای پدر گرام رو انجام بدَم چشمم افتاد به کاغذ بسته بندی یه کیک کاکائویی.

منم که شیفته ی شیرینی ام مخصوصا از نوع کاکائویی...

خم شدم و از زمین برِش داشتم ولی خالی بود..:|

دوباره رفتم سمت لپ تاپ

برادر جانمان این صحنه رو دید و فورا آمد دستمو گرفت: آجی آجی..وایسا....الان به مامان می گم برات کیک بیاره. یکی دیگه دارم گذاشته بودَمش برای فردا ببرم مدرسه. تو بخورش....

لازمه بگم ذوق مرگ شدم؟

:))

******

برادر جانمان عشق نقاشیه. خیلی دوست داره نقاشی بکشه و بقیه ازَش تعریف کنن. به خصوص دوست داره معلّمش نقاشی هاش رو تو کلاس نشان بده. اوایل شروع مدرسه نقاشی کشیدن خیلی براش سخت بود چون به درخواست والدین گرام همیشه من و الهه کارای نقاشیش رو انجام می دادیم. برای همین طبق عادت گذشته اون اوایل گاهی الهه براش نقاشی می کشید و برادر جانمان هم رنگ می زد. و همون نقاشی ها رو به دوستاش نشان می داد.

ازون جایی که بچه اس و دل صافی داره می گفت خواهرم برام کشیده. اما الان واقعا به حدی رسیده که خودم وقتی نقاشی هاش رو می بینم ذوق می کنم.

امروز یه نقاشی خیلی خوشگل کشیده بود ولی خیلی غمگین به پدر گرام  گفت: «بابا من نقاشی هامو خودم می کشم ولی وقتی آقا معلم به دوستام نشانش می ده بچه ها می گَن خواهراش کشیده!!!!!»

جواب پدر گرام رو داشته باشین: « خب بگو خواهر ندارم»

برادرجانمان: نمی شه بابا. همه می دانن من خواهر دارم...

خلاصه با شنیدن همچین مکالمه ای من برآن شدم که در شفق محو بشَم.

الی رو دیگه نمی دانم....

*****

امروز جایی بودم که در مورد روش تدریس های مختلف در مقطع پیش از دبستان  بحث می شد و خیلی خیلی خیلی برام جالب و دلگرم کننده بود که استاد داشت از روشی صحبت می کرد که قبلا خودم بی هیچ پیش زمینه ای برای امیرحسین به کار گرفته بودم.  دُز بالای ذوقولیده شدَنَم معلومه دوستان؟

پست مربوطه هم اینجا

:))

۹۳/۱۱/۲۸ موافقین ۱ مخالفین ۰
گمـــــــشده :)

نظرات  (۸)

ای جانم
عجب داداش بامزه ای داری
خدا حفظش کنه
خدا حفظتون کنه.
:) :*
پاسخ:
مرسییییییی..مریمی...:))

تو مخاطب خاص میخوای چیکار با این داداش ماهت ^___^
چقده مهربونه و آبجیشو دوس داره

الهه هم شنید؟
پاسخ:
والا ..فک کنم به همین خاطره مخاطب خاصم خودشو زده به اون راه...:))
اوهوم..اونم اونجا بود...
چه قدرم داداشت حواسش به خواهراش هست :))) 
پاسخ:
خعلیییییییییییییی..:))
۲۹ بهمن ۹۳ ، ۱۲:۴۳ مردی بنام شقایق ...
سلام

خواهر ندارم!!!!!


ینی ازین بهتر نمیشد مسئله رو حل کردا!!!!

پاسخ:
سلام...بله واقعا...بیشتر صورت مساله پاک شد..:))
آخییی عجییییییییجم

پاسخ:
خوبی بنفشه..
:))
ای جااااااان انصافن ذوقولیده شدنم داره
نکنه امروز روز جهانی ذوقولیده شدنه هووووم؟ منم امروز ذوقولیده شدم
پاسخ:
فک کنم همین طوره حسنایی...خداییش روز خوبی بود..:))
ایشالا همه ی روزا خوب باشن و شادی بخش...
۲۸ بهمن ۹۳ ، ۲۲:۴۳ سارا سادات
ای جان اینقد جدی رفتار کردی آدم وقتی میبینه ذوقولیده شده حس میکنه  دزش خعلییییییییییییییی بالاس:)))
پاسخ:
خخخخخخخخ..خداییش دُزِش خعلیییییییییییی بالاست..:))))
داداش کوچیکِ برای خواهر بزرگِ  خیلی شیرینه!
مخصوصا وقتی اختلاف سنی به حدی باشه که غریضه مادرانه آدمو قلقلک بده
پاسخ:
آی گفتین...آی گفتییییین....بد جور شیرینه...:))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی